مقاله

 

 

 تاریخ انتشار :21.04.2026

پایان پادشاهی خواهی

شهرام تابع محمدی



موج پادشاهی‌خواهی که زمانی خود را آلترناتیوی قدرتمند برای آینده ایران می‌دانست، به‌سرعت اوج گرفت و به همان سرعت فرو نشست. شهرام تابع‌ محمدی در این مقاله استدلال می‌کند که اتکای این جریان به مداخله خارجی، روایت نوستالژیک از گذشته و سیاست نفرت‌پراکنی، نه‌تنها به فروپاشی خود آن انجامید، بلکه شکاف‌هایی عمیق در میان نیروهای دموکراسی‌خواه برجای گذاشت.
 

موج پادشاهیخواهی به یک سونامی میمانست. آمد، ویرانی بر جای گذاشت، و با همان سرعتی که برخاست، فرو نشست. موفقیت پادشاهیخواهان بر سه ستون استوار بود: تکیه بر نیروی نظامی بیگانه، وعده بازگشت به یک گذشته باشکوه، و پراکندن نفرت از رقیبان سیاسی.
 

پادشاهیخواهان هیچگاه به مردم تکیه نداشتند. تا همین اواخر، همواره با نفرت از آنان یاد میکردند: «این شما بودید که ملاها را بر سر کار آوردید. حالا نتیجهاش را بکشید». در عوض، رویای آنها سرنگونی جمهوری اسلامی بهدست نیروهای نظامی بیگانه، و به قدرت رساندن اینان بود. همین بود که به مردم تلقین میکردند (و میکنند) که آنها توان مقابله با ج.ا. را ندارند و باید کشورهای بیگانه با حمله نظامی به کمک مردم بیایند.


از چند سال پیش که امید به سرنگونی ج.ا. به یک واقعیت قابل دسترس تبدیل شد، رضا پهلوی تلاش کرد تا خود را بهعنوان جایگزین قابل اعتماد به نتانیاهو و آمریکا معرفی کند. برای بهدست آوردن پشتیبانی نتانیاهو، رضا پهلوی به اسرائیل سفر کرد و مناسک مذهبی بهجا آورد تا دست آخر موفق به ملاقات با او شد، اگرچه در شرایطی بسیار نامحترمانه. در این ملاقات، نتانیاهو در جایی که به گوشه یک آشپزخانه شبیه بود او را روی یک صندلی پلاستیکی نشاند و خود پا روی پا انداخت تا به حرفهای او گوش دهد، و ممکن است قول همکاری نیز داده باشد.


بهدست آوردن پشتیبانی آمریکا اما دشوار بود. دموکراتها سیاست مماشات با ج.ا. را پیش گرفته بودند و راضی کردن بایدن ناممکن بهنظر میرسید. پهلوی و هوادارانش روی ترامپ حساب باز کردند و برای پیروزی او تلاش بسیار کردند. برای پادشاهیخواهان بدیهی بود که پس از اینهمه همکاری، ترامپ از آنها پشتیبانی کند، اما اینطور نشد. برای آمریکا، ثبات سیاسی همیشه مهمتر از داشتن یک دستنشانده بوده است. نمونهاش را در ونزوئلا دیدیم که وقتی مادورو را از سر کار برداشت، دست به ترکیب سیاسی حاکمین آن کشور نزد و با آنها که مانده بودند مصالحه کرد. در مورد ایران هم ترامپ بارها گفت که قصد ندارد کسی را از خارج از کشور بر سریر قدرت بنشاند، و بهدنبال کسانی در داخل حاکمیت میگردد. قول «کمک در راه است» را رضا پهلوی باور کرد و تکرار کرد. کمکی که امروز میدانیم هیچگاه در راه نبود.


نوستالژی گذشته باشکوه دوران محمدرضاشاه عامل دیگری بود که به سونامی پادشاهیخواهی کمک کرد. نسل جوان و میانسال دوران محمدرضاشاه را ندیده، و این زمینه مناسبی بود تا تصویری رویاگونه از جامعهای پیش روی آنها بگذارند که در رفاه و آزادی غوطهور بود تا زمانی که عدهای چپی و روشنفکر آن را نابود کردند. این تصویر تازه نبود، بلکه از آغاز قدرتگیری ج.ا. در جامعه حضور داشت، اما بیشتر به صحبتهای محفل گرم کن شبیه بود تا رویایی که بتواند جامعه را بهحرکت درآورد. با قدرتگیری ترامپ، رسانههای نزدیک به پادشاهیخواهان این رویا را دستیافتنی جلوه دادند. فارغ از اینکه این تصویر نوستالژیک چقدر با واقعیتهای تاریخی همخوانی داشت، توانست به رویای مشترک بخش قابل توجهی از جامعه تبدیل بشود.


اما نکته سوم، یعنی ترویج نفرت نسبت به رقیبان سیاسی از دو عامل دیگر تاثیرگذارتر بود. نفرتپراکنی، برعکس ظاهر ناپسندش، توان بالایی در ایجاد همدلی دارد. نفرت، مکمل رویای زیبای آینده است. یکی بدون دیگری کار نمیکند. خمینی با تکیه بر همین شیوه پیروز شد. او از سویی بر نفرت مردم از نظام محمدرضاشاه تکیه کرد، و از سوی دیگر وعده بهشتی را داد که در آن زنان در شیوه زندگی و مخالفین در ابراز عقیده آزاد بودند، و مردم از برق و گاز مجانی برخوردار میشدند. تنها فردای انقلاب بود که معلوم شد سهم مردم از حکومت خمینی تنها اعدام و فقر و سرکوب است.

پادشاهیخواهان این نسخه موفق را رونویسی کردند. فرهنگ نفرت با بهکار بردن کلماتی مانند پنجاه و هفتی و روشنفکر بهعنوان ناسزا شروع شد، با ادرار کردن بر مزار بزرگان فرهنگ و ادبیات معاصر ایران ادامه یافت، از سبزیپلو با ماهی عبور کرد، و به رکیکترین ناسزاهای جنسی و حواله کردن میله پرچم و لوله اگزوز به هرکسی که شاهدوست نبود رسید. همزمان، ساواکیها به تظاهرات نهادهای غیرپادشاهیخواه حمله کردند و از سخنرانها خواستند جاوید شاه بگویند. در این میان، الگوریتمهای شبکههای اجتماعی نیز به ترویج فرهنگ نفرت کمک کردند. پستهایی که خشونتهای کلامی بهکار میبردند بیشتر بیننده پیدا میکردند. خروجی این روند، گسترش خشونت کلامی به فیزیکی، و توجیه آن بود.

زمانه

 

________________________________________________________

  Share

توجه کنید . نوشتن یک ایمیل واقعی الزامی است . درغیر این صورت پیام دریافت نمیشود.

:

اسم

:

ایمیل

پیام


 

 

مقاله ها   |    نظریات   |    اطلاعیه   |    گوناگون    |      طنز     |      پیوندها    |    تماس

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه تیف) مانع ندارد