|
تاریخ انتشار :03.02.2026
مسیح
علینژاد، سلطنت طلبی یواشکی، بازی در وسط به مُرّ «زن یک کم
حامله»!
مهرنوش موسوی

مصاحبه اخر مسیح علینژاد با بازجو خبرنگار ایران اینترنشنال اقای
فرداد فرحزاد نکات جالبی دارد، چرا که اهداف مسیح را در این اوضاع
روشن میکند. چه اهدافی؟
۱. اول از همه مسیح متوجه شده برای خوش رقصی در نزد معماران غربی
اوضاع سیاسی ایران، برای عکس گرفتن های دوباره با مقامات دولت
آمریکا و حساب شدن در بازی، دو تا تخم مرغ در سبد اهدافش لازم
دارد. اول از همه ضدیت با چپ. چونکه میداند نقشه های شوم دست راستی
برای آینده ایران در گرو این دشمنی است. چونکه الان دیگر پنجاه و
هفت نیست. ما پلن های گوادالوپی را افشا میکنیم.
دوم قسم و آیه به جان ترامپ و نتانیاهو برای حمله نظامی به ایران .
مسیح مثل بچه ای میماند که از نتانیاهو و ترامپ آویزان شده، التماس
و گریه میکند که یالا خامنه ای و فرماندهان سپاه را بزنید. یعنی
شما نگاه کن! سرنگونی نظام جمهوری اسلامی الان تخفیف داده شده به
اینکه خامنه ای را بزنید. جالب اینجاست کهدر باره این نقطه پیروزی
الان اصلاح طلب و سلطنت طلب یواشکی دارند با هم به یک اجماع
میرسند. چرا؟ چونکه برای گرفتن قدرت، تحویل گرفتن ساختارهای جمهوری
اسلامی مبادا زیر دست و پای مردم بیفتد، زدن خامنه ای کفایت میکند.
برای ظریف و روحانی و موسوی و کروبی و حتی تاجزاده هم کفایت میکند.
ترجیع بند مشتاقان حمله نظامی هم این است که مردم خودشان به تنهایی
نمیتوانند. حرف چپ هم بیشتر از اینکه ضدیت یا عدم ضدیت با حمله
نظامی باشد این است که اگر شماها میگذاشتید مردم میتوانستند. شماها
نگذاشتید. جالب این است که انقدر این حمله نظامی خودش یک کانسپت
پوچ به نظر میرسد که دیگر مقامات دولت امریکا هم به تز مبارزه
مسلحانه خود مردم روی آورده اند. الان دیگر حسین قاضیان هم دم از
چریک شدن مردم میزند. همه ماها هم میدانیم که حمله نظامی امریکا یا
اسرائیل به خاطر مردم نیست. دنبال منفعت خودشانند. شماها هم در صد
تا سوراخ پنهان خواهید شد اگر دوباره مردم را قتل عام کنند. خیلی
راحت همگی شانه بالا می اندازید و میگوید خب جنگ است دیگه! قربانی
دارد، حلوا خیر نمیکنند!
۲. مسیح پیش خودش گفته خب پس سهم من این وسط چه میشود؟ اوشون که
شاهزاده است، بقیه هم که اصلاح طلب. چپها هم که هیچ. باید خونشان
را ریخت. الان این وسط به من چه میرسد؟ در جواب به این سوال به
مدل چرچیل رسیده منتهی چرچیل قمی کلا. یک نوع زرنگ بازی سیاسی سر
جالیز. در این مصاحبه، هم میخواهد شریک قافله رضا پهلوی باشد، هم
حاضر نیست خم شده دست اعلیحضرت را ببوسد. لذا به عنوان فردی در
بالای کل اپوزیسیون، مادر وحدت طلبی و وسط بازی شده است. ایشان در
جواب بازجویی فرداد فرحزاد که آیا بالاخره از رضا پهلوی حمایت
میکند یا نه، ضمن اعتراض به این نوع بازجویی نه نمیگوید. آری هم
نمیگوید. پوزیشن زن یک کم حامله. فرمول اپورتونیستی این روزها که «
اگر مردم بخواهند، ما هم چیزی نمیگوییم، دنباله روی میکنیم» الان
این فرمول شده سنگر تمام سلطنت طلب های یواشکی. همه کسانی که دارند
تغییر رنگ میدهند، دستشان را رو میکنند، همه کسانی که استرس دارند
مبادا چیزی گیرشان نیاید ولی صورتشان را هم باید جلو تاریخ تاکنونی
زندگیشان سرخ نگه دارند، همه و همه از فرمول « مردم اگر بخواهند»
استفاده میکنند. سوال من از مسیح علینژاد این است که پس چرا کمپین
راه انداخته بودی که مردم ایران بابت انقلاب پنجاه و هفت معذرت
خواهی کنند؟ مثل الان که شور حسینی دارید، ان موقع هم نود و هشت
درصد رفتند به خمینی رای دادند. هیتلر هم با کودتا سر کار نیامد.
با رای مردمی سر کار امد که یک کسی به آنها گفته بود از شماها کاری
ساخته نیست، بنشینید تماشا کنید آدلف برایتان مشکل بیکاری و تورم
را حل میکند. نشستند و نگاه کردند، وقتی دوزاریها افتاد و اعتراض
کردند. دیگر دیر شده بود. جالب اینجاست که تنها نیرویی که در جوامع
بشری مدافع حق مردم و در عین حال منتقد دنباله روی انها از
سیاستهای دست راستی است چپها هستند.
دوستان! مردم دارند فلان کار را میکنند پس من هم حمایت میکنم یک
فرمول ریاکارانه آخوندی است. تمام کسانی که این حرف را میزنند
بزهکاران سیاسی اند. فردا اگر مردم اشتباه کنند، خراب کنند، اینها
اولین کسانی هستند که کمپین فحش دادن به مردم راه می اندازند. عینن
شبیه کمپین « پنجاه و هفتی ها» . یعنی تمام جنایات جمهوری اسلامی
را گذاشتند پای مردم که از آنها به خاطر سرنگونی شاه انتقام
بگیرند. جالب هم اینجاست که خوده این مردم تا وقتی ماسماسک هستند
که به سیاستهای اینها بخورد. این مردم همان مردمی هستند که تو
معتقدی هیچ کاره هستند. قدرت ندارند، برای همین آمریکا و اسرائیل
باید به جای آنها عمل کنند. چطور وقتی به حمله نظامی میرسد مردم
هیچ اند. مردم هیچ کاره اند. عاملیت مردم را گرفتید و کمپلت دادید
دست ترامپ و نتانیاهو! بعد وقتی به نفع خودتان هست یکهو همه مردم
ایران شدند سلطنت طلب! کی این حرف را زده؟ عین ادعایی که خمینی در
سال پنجاه و هفت کرد که ایران اسلامی است! این نوع پوپولیسم چرچیلی
دیگر کار نمیکند.
۳.مسیح به منتقدین رضا پهلوی نصیحت میکند که دست از انتقاد و تفرقه
بردارند. به رضا پهلوی و تیمش هم نصیحت میکند که دست از استبداد
علیه بقیه بردارند. سوال من این است تو این وسط چکاره ای؟ اگر
مخالفت، نقد و افشاگری جبهه زن، زندگی، آزادی و چپ ایران نبود،
همین الان به خود تو سلطنت طلب تعدی و تجاوز کرده بود. بشین سر جات
و ادای رهبری مافوق اپوزیسیون را در نیاور. پایت را از گلیمت
درازتر نکن! صندلی نقد جبهه راست به وسیله ما اشغال شده است و اگر
امروز تو میتوانی بعد از سه سال در نتیجه شلنگ تخته انداختن هایت
در کاخ الیزه و نشست جرج تاون بیرون بیایی و حتی جرئت کنی که وسط
بازی کنی، به این خاطر است که انقدر ماها ایستادیم و همزمان با جنگ
علیه جمهوری اسلامی این جنبش فوق دست راستی کوکلاس کلانی را زدیم
که فضا باز شد یک عده حرفشان را بزنند. ما بودیم که جنگیدیم. تو که
از ترس محاسبه رفتی پنهان شدی پشت سر ونزوئلایی ها و اوکرائینی ها.
به خاطر جنگ ماست که تو الان حتی جرئت کردی وسط بازی کنی. وگرنه
دیدی چه بلایی بر سرت آوردند در جرج تاون، چطور از استیج پایین
کشیدند و ویدئوهایشان هست که تو را تهدید به تجاوز کردند. هنوز
یادم نرفته که به خود من مسج دادی که خانم موسوی ترا خدا با این
قلمتان، کمی هم از من دفاع کنید! که کردیم. نه از خودت. از ازادی
بیانت. از حق ابراز وجود سیاسی همه. از حقت دفاع ولی راه و روش و
اهداف سیاسی ات را همیشه نقد کردیم. در همین مصاحبه کفش فرداد
فرحزاد روی گلوی تو هست.یالا بگو جاوید شاه!
شماها فکر میکنید با یک مشت گاگول طرفید؟ چپ ایران سنتروم و مرکز
هوش سیاسی این مملکت است. هیچ شاهی در دنیا با خواهش و تمنا
دمکراتیزه نشده. بیسوادهای بی مقداری که عرضه ندارید به کتابخانه
های محلتان سر بزنید. شاهان اروپا هم که از انقلاب فرانسه جان سالم
به در بردند، از سیاست کنار کشیدند و تن به این دادند که سیاست در
دست دولتی انتخابی باشد، زیر فشار چپ ان موقع بود. انقلاب فرانسه
راست نبود. جمهوریخواهی در ان دوران الترناتیو چپ جامعه بود در
مقابل مونارشی و استبداد. حق رای حاصل نقد مونارشی بود. بویژه حق
رای زنان. رضا پهلوی اگر زیر فشار نقد کوبنده چپ نبود، اگر
پلورالیسم سیاسی و کثرت گرایی و جمهوریت و حق آزادی بی قید و شرط
بیان و مطالبات را مقابلش نگذاشته بودیم، فشار سیاسی آنچنان رشد
نمیکرد که شماها الان حتی جرئت کنید ایشان و جنبشش را به دمکراتیزه
کردن سوق بدهید. ولی دیر کردی عزیزم! رضا پهلوی اگر به پلورالیسم
بپیوندد، دیگر شاهزاده نیست! یک بار در جرج تاون امتحان کردی، شکست
خوردی، الان برو بشین سر جایت.
الان دمکراتیزه شدن و باز کردن فضا و ساختن یک آلترناتیو مناسب
برای آینده ایران در بیرون جنبش سلطنت است.
۴. در ایران پادشاهی نمیگیرد. عقبگرد کردن از جمهوریت به سلطنت
مستلزم استبداد فوق العاده است. مسئله اصلن شخص رضا پهلوی نیست.
همانقدر که دمکراسی و فضای باز و ازادی لازمه پیشروی است، استبداد
و تمرکز لازمه عقبگرد است. نگاه به جمهوری اسلامی بکنید. یک مملکت
غیر اسلامی را با زور چماق و هلاکاست های اسلامی محجبه و دینی کرد.
رضا پهلوی برای به کرسی نشاندن گزینه سامانه مردسالارانه پادشاهی
شکست خورده است. محال ممکن است همان کشورهای غربی به بازگرداندن
پادشاه به ایران رضایت بدهند. چونکه کانفلیکت و بحران سیاسی از قبل
پروگرام شده است. همین الان هر جا مصاحبه میکند از او میپرسند چرا
همه نیروهای اپوزیسیون را با خودش ندارد. چرایی اش خیلی ساده در
شعار جاوید شاه است.
شاهزاده ای که با بقیه سر یک میز بنشیند دیگر
شاهزاده نیست. دقیقن به همین دلیل از سر میز جرج تاون بلندش کردند.
شعار سه مفسد را اطلاعات سپاه در سفره اش گذاشت که بریزند در
خیابانهای خارج کشور، شعار مرگ بر کردستان و مرگ بر چپی بدهند. به
جای مزدوران سفارت آدمها را کتک بزنند. تظاهراتها را به هم بریزند
و آدم از استیج پایین بکشند. الان جنبش سلطنت طلب شریکی اداره
میشود. رضا پهلوی حتی اگر بیاید و شکستش را بپذیرد و بطور متساوی
الحقوق سر یک میز با بقیه بنشیند، اعضا تیمی که دورش چیدند کودتا
میکنند، این کوکلاس کلان هایی که در خیابان ریخته را نمیتواند جمع
کند. رضا پهلوی برای اینکه دولت موقت با بقیه تشکیل بدهد اول باید
خودش را پس بگیرد. دفترچه دوران اضطراری را پس بگیرد که در ان
نوشته شده رئیس سه قوای کشور است. چه جوری مسیح میخواهد در این
دولت موقت وزیر بشود؟ نمیشود کسی شاه باشد ولی کابینه اش
جمهوریخواه!
کل مسیر تاکنونی را باید پس بگیرد. کل استبداد سیاسی پراتیک شده،
کانسپت ضد زن از پدر به پسر، تک روی و قدرت بلامنازع در دولت موقت.
خب اونوقت من میخواهم ببینم پس گرفتن در گرو چی هست؟ مسیح که خودش
دست ان قصد چون چرتکه انداخته وارد حوزه نقد نمیشود. ما هم که جبهه
انتقادی هستیم که اگر افقی را عقب برانیم، لابد افق پیشرو را
جایگزین کردیم. پس فقط میماند با فشار دولتهای غربی از بالا!
دولتهای غربی هم یک بار در ۲۸ مرداد امتحان کردند، مهندسی معکوس هم
همان جواب را میدهد.
مسیح خودش از زمره بیسوادترین فعالین سیاسی ایران است. اگر نبود،
دو دقیقه سر حرفهایش فکر میکرد. رضا پهلوی تنها در صورتی به یک
ائتلاف در غالب دولت موقت می پیوندد که جمهوریخواه شود. با شعار
جاوید شاه نمیشود با کسی سر یک میز نشست.
۵. در پس کل این داستانها دقت میکنید که مطالبات مردم کلهم گم شده
است؟ به بیانیه های مختلف اصلاح طلبها و جمهوریخواهان دست راستی
نگاه کنید. انقدر که با خط درشت دغدغه حمله نظامی آری یا نه دارند،
یک کلمه در هیچ پلتفرمی سر حقوق زن به عنوان مبنای وحدت حرف
نمیزنند. اصلن دیگر هیچ کس جز ما سر حقوق زن حرف نمیزند. مردان
قبیله نشستند حداقل هایشان شده روش بخور بخور بعدی خود اینها!
حداقل هایشان شده چه جوری خودشان به قدرت میرسند. آزادی زندانیان
سیاسی هیچی! آزادی و حقوق زن هیچی! حقوق کارگر و پلتفرم رفاه مردم
هیچی! رفع ستم ملی هیچی! آزادی بیان هیچی! اسلام زدایی و دستور کار
فعال علیه مذهب هیچی! همه چی خلاصه شده در اینکه مردم کنار
بنشینند، برای حمله نظامی دعا کنند، بعدش سوار این حمله نظامی یک
کودتای غیر رسمی شده، قدرت را بدهند دست دولتی که سفره بخور بخور
همه را مهیا کند، الان دیگر تسنیم هم به ایران اینترنشنال رهنمود
داده که به هر کس منتقد پهلوی بود بگویید عامل حکومت. سایبری هایش
را هم به کمک فرستاده، یک شبه همگی از بسیجی بودن سویچ کردند به
سلطنت طلب شدن. دستهایشان در قتل عام خونین هست،در داخل کشور در
زیرزمین دانشگاه امام صادق نشستند، به جای قتل عام دارند علیه چپها
مینویسند. علیه انقلاب زن زندگی آزادی.
تعمقی بر رابطه ادعایی تاکنونی رضا پهلوی با سپاه!
قرار گرفتن سپاه در لیست تروریستها بوسیله اتحادیه اروپا باعث شد
مردم یاد قولها و ادعاهای تاکنونی رضا پهلوی در باره ارتباطش با
فرماندهان سپاه و نیروهای نظامی بیفتند. سوال این است رابطه ایشان
قبلن چه بود، مهمتر از ان چرا الان بعد از قتل عام، صد و هشتاد
درجه چرخید، به نحویی که ایشان اطلاعیه داده از تروریست نامیدن
سپاه استقبال کرد. در حالیکه ویدئو از ایشان هست کهمیگوید خط
قرمزش نیروهای انتظامی و سپاه میباشد. حتی اکراه دارد که باید آنها
را دستگیر و محاکمه کرد. فوقش پاره ای از فرماندهانشان را. در
حالیکه الانکل سپاه تروریستی اعلام شده است.
۱. اذعان به اینکه ایشان با نیروهای نظامی داخل کشور ارتباط دارد،
یک رکن مهم استراتژی رضا پهلوی جهت جلب حمایت دول غربی از سویی و
توانا جلوه دادن و امکان پذیر جلوه دادن آلترناتیو خودش جلو مردم
از سوی دیگر بود. در برنامه تلویزیونی در آمریکا ادعا میکند که صد
هزار نفر از نیروهای نظامی خامنه ای ریزش کرده و به ایشان پیوسته
اند. در همین انقلاب اخیر او بارها به مردم اعلام کرد که بسیاری
از افراد نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در زدن مردم شرکت نخواهند
کرد. سوال این است چرا مردم این ادعا را از او خریدند و باور
کردند؟ مگر مردم بطور روزمره و در عرض ۴۷ سال ندیده اند که سپاه و
بسیج و لباس شخصیها و نیروهای انتظامی به جز جنایت، کار دیگری
نمیکنند؟
اینکه یک یا دو تا فرمانده سپاه فرار کردند به آمریکا
پناهنده شدند نمیشود اصل استراتژیک. اینکه ادعا بکنی که یک بخشی از
نیروهای نظامی با تو هستند. با تو ارتباط دارند و مردم را نمیزنند،
دو تا چیز است. سر دولتهای غربی را گرم میکنی که خیال کنند در یک
روز مبادایی نیرویی درون نظام به شیوه نظامی قادر به کودتا هست ،
از ان طرف مردم را متوهم میکنی که گویا اگر روز انقلاب رسید، نیروی
انتظامی و سپاه به مردم می پیوندد، نمیزند. هر دو روی این سکه در
این انقلاب دود شد و به هوا رفت. مردم متوجه هزینه بالای این
بیزنسی که با توهم کردند شدند. جمهوری اسلامی برای قتل عامی در این
سایز از مستخدم فلان قرارگاه سپاه هم استفاده کرده است، خامنه ای
هر چه نیرو داشت از ارتش بگیر تا سپاه و بسیج و غیره را وسط آورد.
تازه چونکه پروژه بزرگ بود از افغانستان و عراق و سوریه هم برای
کشتار مردم بسیج کرد. از طرف دیگر دول غربی هم تمام مدت میدانستند
این یک نوع خالی بندی است. برای همین رفتند با کشتی جنگی پشت در
ایستادند ولی به جای بردن تو، دارند با خودش مذاکره میکنند تا از
درون جمهوری اسلامی به مقاصد خودشان برسند نه که از تکیه به نیروی
بیرون!
از نقطه نظر مردم هر دو مورد که قرار بود نقطه قدرت آلترناتیو
باشد، پوچ و پوشالی بود. نه از نیروی انتظامی مواظب مردم خبری بود.
نه از دولتهای غربی هوادار پر و پا قرص این الترناتیو. به قول مهدی
فلاحتی در این مدت حتی یک دولت غربی نیامد تمام قد بایستد بگوید
اقا ما از رضا پهلوی حمایت میکنیم.
۲. یک سوال مهم اینجا دارم. اوکی رضا پهلوی پز میداد و میگفت با
فرماندهان سپاه در ارتباط است. در گرماگرم انقلاب در پیام ویدئویی
گفت طبق خبرهایی که به دستش رسیده، این نیروها در سرکوب شرکت
نکردند رفتند مرخصی.رضا پهلوی میخواست مقبول واقع شود. برای همین
این حرفها را میزد. جمهوری اسلامی چرا اجازه میداد این حرفها را در
باره نیروی مهم سپاه که کل بدنه حکومت را تشکیل میدهد، بزنند؟ چرا
الان بیست سال هست حتی دو تا جوک سر نماز جمعه نگفتند که رضا پهلوی
مجبور شود دیگر این ادعا را تکرار نکند؟ نه فقط تکذیب نکردند.
تحقیر نکردند. بل چه بسا ارتباط هم گرفتند. هدف نظام چی بود این
وسط؟
تنها جوابی که دارم بازی کردن با این کارت توهم در موقع خود بود.
یعنی دو هفته پیش!
یک مقدار شبیه به بازی با این کارت در حوزه رسانه با روحالله زم
است. روح الله زم دروغ نمیگفت در اوائل وقتی میگفت از درون نظام
اطلاعات و اخبار دارد. داشت واقعن. بقیه راهی که به گونی کشیدن روی
سرش و ادم ربایی و اعدام ختم شد، بازی طرف مقابل با کارت توهم بود.
در این دو سه هفته اخیر، این رضا پهلوی نبود که با کارت ارتباط با
فرماندهان سپاه و نیروهای سرکوب که قرار بود نقطه قوت استراتژی اش
باشد بازی کرد. که اگر چنین بود الان باید موفق شده بود. هم دول
غربی تحویلش میگرفتند، هم مردم میگفتند هر چی باشد نگذاشت این بار
ما را زیاد بزنند. قتل عام مردم نقطه شکست این استراتژی هم نزد دول
غربی و هم نزد مردم است چونکه معلوم شد که بازی بر عکس بوده. آنها
با کارت ایشان بازی کردند. در اوج قتل عام مردم به ایشان خبردادند
که نیروهای سرکوب ریزش کردند. نظام قدرت زدن مردم را ندارد. کت و
کراوات بپوش این را اعلام کن!
جالب میدانید چیست؟ هم حسن عباسی اعلام کرد که نظام نقشه این
هلاکاست اسلامی را از قبل چیده بود. هم آن استاد بازجوی دانشگاه
جنایت کاران در امام صادق. این درجه قتل عام بزرگ که برنامه ریزی و
لجستیک زیادی میخواهد کار یک روز و دو روز نیست. کانسپت خدای شصت
یک نقشه ای است که حداقل از ۸۸ تا الان رویش کار کردند. این را ما
نمیگوییم، خود نظام میگوید.چرا یک نفر از این فرماندهان سپاه و
بسیج به ایشان ندا نداد که دارند هلاکاست اسلامی را عملیاتی
میکنند. رضا پهلوی با کی مشورت میکرد که چهار روز بعد از قتل عام
میگفت خبر به ما رسیده مردم هنوز در خیابانند. بریزید مراکز دولتی
را بگیرید. کمک در راه است. الان ان مشاورین و مرتبطین پشت صحنه
هستند، کسی که کارتش سوخت و جلو صحنه باید جوابگو باشد رضا پهلوی
است. سوال این است کی با کی بازی کرد؟
۳.در این انقلاب هم توهم پیوستن نیروی نظامی به مردم فروریخت و
شکست خورد هم کمک دول غربی! اینهایی که هنوز برای حمله دعا میکنند،
به خاطر این است نمیخواهند شکست توهم را باور کنند. والا خودشان هم
میدانند.الان رضا پهلوی حتی قادر نیست کنار ارتش هم بایستد.
پیروانش در ریلز استوریهایشان حتی به ارتش میگویند: ارتش به این بی
غیرتی، هرگز ندیده ملتی..
دیگر بعد از این قتل عام هیچ نیروی نظامی و امنیتی درون این نظام
برای هیچ الترناتیو راستی قابل نجات نیست. حتی به نظر من احدی
نمیتواند جلو انتقام خونین مردم را از کل اینها در موج بعدی بگیرد.
از انجائیکه رضا پهلوی و جنبش سلطنت طلب یک جنبش سیاسی و اجتماعی
نیست. چنین شکست های استراتژیکی بصورت شفاف بحث نمیشود. مواضع
یواشکی پس گرفته میشوند. برای رضا پهلوی فقط یک چیز مانده آنهم
تظاهراتهای خیابانی خارج کشور است. اینها را لازم دارد تا به دولت
غربی نشان بدهد که لااقل در خارج این هوادارن را دارد، برای دول
خارجی این نیرو اهمیت چندانی ندارد. بویژه اینکه رضا پهلوی حزب
سیاسی و نیروی متشکل ندارد.
________________________________________________________
توجه کنید . نوشتن یک ایمیل واقعی الزامی است . درغیر این صورت پیام
دریافت نمیشود.
|