|
تاریخ انتشار :03.11.2026
رضا پهلوی
در بلژیک؛ حمایت خارجی برای یک آلترناتیو سیاسی یا همبستگی با
مبارزات مردم ایران؟
علی صمد

دعوت تئو فرانکن، وزیر دفاع بلژیک، از رضا پهلوی برای بازدید و
سخنرانی در آکادمی سلطنتی نظامی این کشور در روز شش نوامبر، بحث
هایی را در محافل سیاسی بلژیکی و میان بخشی از فعالان سیاسی ایرانی
مقیم این کشور برانگیخته است. در کنار این دعوت، تلاش هایی نیز
برای برگزاری تجمع هواداران رضا پهلوی در بروکسل در جریان است و
برخی محافل سیاسی بلژیک نیز درباره ابعاد و پیامدهای آن، مخالفت ها
و پرسش هایی مطرح کرده اند.
رضا پهلوی قرار است به دعوت تئو فرانکن، وزیر دفاع بلژیک و از
اعضای حزب راستگرای محافظه کار ان. و .آ (NVA)، در این آکادمی
درباره تحولات خاورمیانه سخنرانی کند. بر اساس برنامه اعلام شده،
وزیر دفاع شخصا از او استقبال خواهد کرد و دیداری در قالب صبحانه
کاری نیز در برنامه قرار دارد. دریا صفایی، نماینده ایرانی تبار
پارلمان فدرال بلژیک از حزب راستگرای محافظه کار ان. و .آ (NVA)،
از هماهنگ کنندگان سفر رضا پهلوی به بلژیک معرفی شده است. او در
اظهارات خود، رضا پهلوی را نماد آینده ای بهتر برای ایران توصیف
کرده و از تقویت جایگاه بین المللی او سخن گفته است. دریا صفایی
همچنین در مواضع پیشین خود از جایگاه رضا پهلوی به عنوان رهبر
دوران گذار دفاع کرده و در واکنش به دعوت پارلمان اروپا از
نمایندگان جریان های مختلف اپوزیسیون، از این استدلال حمایت کرده
است که انقلاب باید یک رهبر داشته باشد.
این مواضع نشان می دهد که حمایت او از این سفر صرفا به فراهم کردن
فرصتی برای گفتگو با یکی از
چهره های مخالف جمهوری اسلامی محدود نمی شود، بلکه با برداشتی
سیاسی از جایگاه و نقش رضا پهلوی در آینده ایران پیوند دارد. طرح
این موضوع به معنای زیر سوال بردن حق دریا صفایی یا هر نماینده
دیگری برای حمایت از یک جریان سیاسی نیست؛ مسئله آنجاست که حمایت
از یک چهره سیاسی نباید با برخورداری او از نمایندگی انحصاری
اپوزیسیون با مردم ایران یکسان گرفته شود. در جامعه ای متکثر،
تعیین شکل نظام آینده و نمایندگان سیاسی آن، حق انحصاری هیچ فرد یا
جریان سیاسی نیست و تنها از طریق اراده آزاد همه مردم ایران در یک
فرایند دموکراتیک امکانپذیر است.
در این میان، رابطه سیاسی تئو فرانکن و دریا صفایی نیز از جنبه
دیگری قابل توجه است. هر دو عضو حزب راستگرای محافظه کار ان. و .آ
(NVA)، هستند. و در حمایت از رضا پهلوی موضع مشترکی دارند. در ضمن
تئو فرانکن در سیاست داخلی بلژیک جمهوریخواه و مدافع استقلال منطقه
فلاندر و تشکیل جمهوری مستقل فلاندری است. در حالیکه دریا صفایی در
موضوع ایران از سلطنت و رضا پهلوی حمایت می کند. به این ترتیب، دو
سیاستمدار که در چارچوب یک حزب استقلال طلب و جمهوریخواه فلاندری
فعالیت می کنند، در موضوع ایران از یک چهره سلطنت طلب حمایت می
کنند. این تفاوت میان مواضع آنان درباره ساختار سیاسی بلژیک و موضع
مشترکشان در حمایت از رضا پهلوی، موضوعی است که در بخش دوم مقاله
بطور مستقل به آن خواهم پرداخت.
اهمیت سیاسی این رویداد تنها به موضوع سخنرانی محدود نمی شود.
استقبال شخص وزیر دفاع و فراهم کردن تربیون در یک نهاد رسمی نظامی
می تواند از سوی هواداران رضا پهلوی به عنوان نشانه ای از افزایش
اعتبار بین المللی او بازتاب داده شود؛ برداشتی که لزوما به معنای
اتخاذ موضع رسمی دولت بلژیک در حمایت از او نیست. با این وجود،
استفاده سیاسی از چنین دیدارهایی و نحوه بازتاب آنها در افکار
عمومی، پرسش هایی درباره حدود بی طرفی دپیلماتیک بلژیک در قبال
جریان های مخالف جمهوری اسلامی برانگیخته است.
در کنار این برنامه، جرج لویی بوشه، رئیس حزب لیبرال بخش فرانسوی
زبان ام.ار (MR)، نیز برای دعوت از رضا پهلوی به پارلمان فدرال
بلژیک تلاش کرده است. این پیشنهاد در نشست کمیسیونی روسای احزاب
سیاسی عضو پارلمان فدرال بلژیک مطرح شد و بدلیل حساسیت موضوع، نظر
وزارت امور خارجه بلژیک درباره آن مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه،
پارلمان تصمیم گرفت رضا پهلوی را بطور رسمی در روز پنج نوامبر
نپذیرد. هر چند حزب لیبرال ام.ار (MR)، اعلام کرد که دعوت خود را
در قالبی دیگر بصورت خصوصی حفظ می کند.
بنابراین، موضوع حضور رضا پهلوی در بلژیک به آکادمی نظامی محدود
نیست و نحوه تعامل نهادهای سیاسی این کشور با جریان های مختلف
اپوزیسیون ایران نیز به یکی از محورهای بحث تبدیل شده است.
در بررسی این روند باید میان ابتکار یک حزب سیاسی برای دعوت از رضا
پهلوی، تصمیم مستقل پارلمان فدرال و دعوت وزیر دفاع از او برای
حضور در آکادمی نظامی تفاوت قائل شد. این سه اقدام از نظر نهادی و
سیاسی یکسان نیستند و نمی توان آنها را به عنوان یک تصمیم واحد و
هماهنگ از سوی تمام ساختار سیاسی بلژیک معرفی کرد.
حق ملاقات و گفتگوی سیاسی، حق همگانی است و نباید به انحصار یک
جریان درآید
برای بررسی این رویداد، ضروری است میان دو موضوع تمایز قائل شویم:
یک – حق هر جریان سیاسی برای گفتگو با نمایندگان پارلمان ها، ارگان
ها و نهادهای اروپایی؛
دوم – نحوه برداشت سیاسی از این ملاقات ها و ادعای نمایندگی مردم
ایران.
رضا پهلوی و جریان سلطنت طلب، مانند دیگر جریان های مخالف جمهوری
اسلامی، حق دارند با نمایندگان پارلمان بلژیک، اعضای پارلمان
اروپا، نمایندگان دولت ها و مسئولان وزرارتخانه های کشورهای
اروپایی دیدار و درباره دیدگاه ها و برنامه های سیاسی خود گفتگو
کنند. هیچ جریان سیاسی دیگری نیز حق ندارد صرفا بدلیل اختلاف نظر
با آنان، اصل این ملاقات ها را زیر سوال ببرد یا خواستار محروم
کردنشان از چنین فرصتی شود.
در یک نظام دموکراتیک، اختلاف سیاسی امری طبیعی است. جمهوریخواهان،
سلطنت طلبان، نیروهای چپ، لیبرال ها، ملی گریان دموکرات، جریانات
اتنیکی و دیگر نحله های مخالف جمهوری اسلامی ممکن است درباره شکل
نظام آینده ایران، شیوه گذار از جمهوری اسلامی و برنامه های سیاسی
و اقتصادی اختلاف نظرهای جدی داشته باشند. این اختلاف ها نه تنها
مانعی برای گفتگو نیست، بلکه بخشی از واقعیت جامعه ای متکثر است که
باید امکان بیان آزادانه دیدگاه های گوناگون را داشته باشد.
بنابراین، مخالفت با دیدار رضا پهلوی با نمایندگان پارلمان بلژیک،
صرفا بدلیل تعلق او به جریان سلطنت طلب، با اصول دموکراتیک سازگار
نیست. هر جریان سیاسی می تواند دلایل و ملاحظات خود را برای مخالفت
با
دیدگاه ها، برنامه ها با مواضع یک جریان دیگر بیان کند؛ اما این
مخالفت نباید به نفی حق آن جریان برای حضور در عرصه گفتگوهای سیاسی
منجر شود.
به علاوه، حق ملاقات و گفتگوی سیاسی را نباید با برخورداری از حق
انحصاری نمایندگی مردم ایران اشتباه گرفت. یک جریان می تواند با
سیاستمداران خارجی دیدار کند، اما این ارتباطات به تنهایی به معنای
نمایندگی مردم ایران یا برخورداری از حمایت اکثریت جامعه نیست. این
دو موضوع باید به روشنی از یکدیگر تفکیک شود.
موضع بلژیک میان استقلال پارلمان و پرهیز از حمایت انحصاری
بحث درباره دعوت رضا پهلوی زمانی ابعاد بیشتری پیدا کرد که ماکسیم
پروو، وزیر امور خارجه دولت فدرال بلژیک، در نامه ای به پیتر دِ
روور، رئیس پارلمان فدرال بلژیک، دیدگاه خود را درباره احتمال
میزبانی رسمی پارلمان از او بیان کرد.
ماکسیم پروو، تاکید کرد که به استقلال پارلمان و آزادی آن برای
برقراری ارتباط با شخصیت های سیاسی خارجی احترام می گذارد. همچنین،
یادآور شد که رضا پهلوی یکی از چهره های اپوزیسیون ایران است، اما
تنها نماینده آن نیست (نامه وزیر امورخارجه بلژیک در بخش منابع
مقاله در پایان قسمت اول مقاله به فارسی آورده شده است).
وزیر امورخارجه بلژیک با اشاره به تنوع سیاسی اپوزیسیون ایران و
نبود حمایت همگانی از شخص رضا پهلوی و اهداف سیاسی او، توصیه کرد
که در صورت امکان، صداهای دیگری از طیف گسترده مخالفان جمهوری
اسلامی نیز شنیده شوند. او همچنین تصریح کرد که تعیین آینده سیاسی
ایران و شکل نظام آن، منحصرا در اختیار مردم ایران است و بلژیک از
هیچ فرد، گروه یا جریان سیاسی خاصی برای اداره آینده ایران حمایت
نمی کند. ماکسیم پروو، در نامه خود به ملاحظات امنیتی احتمالی
درباره استقبال رسمی از رضا پهلوی نیز اشاره کرده بود.
این موضع به معنای مخالفت با اصل ملاقات با رضا پهلوی نبود، بلکه
بر ضرورت پرهیز از ایجاد این برداشت تاکید داشت که پذیرش رسمی یک
چهره سیاسی، به معنای ترجیج دادن او یا جریان وابسته به او بر دیگر
نیروهای اپوزیسیون است.
در همین زمینه، استاف آرتس، نماینده حزب سبزهای فلاموند زبان بلژیک
(Groen)، در بیانیه ای در ۲۲ اکتبر ۲۰۲۶، از تئو فرانکن خواست همان
احتیاطی را رعایت کند که پارلمان بلژیک در برخورد با دعوت رضا
پهلوی نشان داده بود. استاف آرتس، هشدار داد که ممکن است رضا پهلوی
از دیدار و سخنرانی در آکادمی نظامی برای تقویت موقعیت سیاسی خود
استفاده کند. او همچنین این پرسش را مطرح کرد که آیا وزیر دفاع
باید با رویکرد وزیر امورخارجه و سیاست خارجی دولت هماهنگ باشد یا
خیر.
موضع حزب (Groen)، را نباید به معنای مخالفت با اصل گفتگو با
مخالفان جمهوری اسلامی تعبیر کرد. محور انتقاد این حزب، نحوه
برگزاری برنامه و احتمال برداشت سیاسی از آن بود؛ بویژه در شرایطی
که یک وزیر دولت، در یک نهاد رسمی نظامی، میزبان یکی از شخصیت های
سیاسی اپوزیسیون ایران در خارج از کشور می شود که بخشی مهمی از
سلطنت طلبان او را رهبر بالقوه آینده ایران معرفی می کنند.
در این ارتباط، حدود سی نفر از شخصیت های سرشناس سیاسی، نمایندگان
احزاب و سازمان های سیاسی، فعالان حقوق بشر و استادان روابط بین
الملل بلژیک، با انتشار نامه ای سرگشاده، نگرانی جدی خود را نسبت
به دعوت از رضا پهلوی ابراز کرده اند. امضاکنندگان این نامه
معتقدند چنین دعوتی، بویژه از سوی وزیر دفاع بلژیک و در یک نهاد
رسمی نظامی، نمی تواند اقدامی صرفا تشریفاتی و بی طرفانه تلقی شود.
در حالیکه اپوزیسیون جمهوری اسلامی متکثر است و هیچ فرد یا جریانی
نمایندگی انحصاری مردم و مخالفان حکومت را در اختیار ندارد (در بخش
دوم مقاله به این نامه خواهم پرداخت).
این بحث ها نشان می دهد که حتی در داخل فضای سیاسی بلژیک نیز میان
حق ارتباط با یک چهره سیاسی و پیامدهای نمادین میزبانی رسمی از او
تمایز گذاشته می شود. احترام به استقلال پارلمان و حق ملاقات
سیاسی، با پرسشگری درباره پیام احتمالی یک دعوت رسمی تناقضی ندارد.
سلطنت طلبان بخشی از اپوزیسیون هستند، اما نماینده انحصاری آن
نیستند
رضا پهلوی و سلطنت طلبان، بخشی از اپوزیسیون جمهوری اسلامی هستند و
نمی توان وجود و حضور سیاسی آنان را نادیده گرفت. اما آنان نماینده
تمام اپوزیسیون ایران نیستند و صرف برگزاری یک دیدار رسمی با وزیر
دفاع بلژیک، سخنرانی در یک آکادمی نظامی یا ملاقات با چند نفر از
نمایندگان پارلمان بلژیک، نمی تواند به معنای نمایندگی اکثریت
مخالفان جمهوری اسلامی با مردم ایران تلقی شود.
هیچ جریان سیاسی نمی تواند صرفا با اتکا به ملاقات های خارجی، حضور
رسانه ای، شمار شرکت کنندگان در تجمعات یا حمایت برخی شخصیت ها و
نهادهای سیاسی، خود را نماینده انحصاری مردم ایران معرفی کند.
مشروعیت سیاسی و تعیین شکل نظام آینده، در نهایت باید از اراده
آزادانه مردم ایران و از طریق فرایندی دموکراتیک و انتخاباتی به
دست آید.
این اصل درباره همه جریان ها صدق می کند. نه رضا پهلوی و سلطنت
طلبان، نه شورای ملی مقاومت سازمان مجاهدین خلق، نه جمهوریخواهان
دموکرات، نه چپ ها و جریانات اتنیکی و نه هیچ جریان دیگری
نمی تواند صرفا بر پایه ارتباطات خارجی خود، مدعی نمایندگی انحصاری
مردم ایران شود.
واقعیت این است که اپوزیسیون ایران مجموعه ای متکثر از گرایش های
سیاسی و فکری است. اختلاف نظر درباره شکل نظام آینده، رابطه دین و
دولت، ساختار قدرت، سیاست اقتصادی، آزادی ها، حقوق زنان و حقوق
اتنیک ها، بخشی از واقعیت این اپوزیسیون است. این تنوع را نمی توان
با برجسته کردن یک چهره یا یک جریان یا سازمان نادیده گرفت.
سابقه ارتباطات بین المللی اپوزیسیون ایران
برای درک ابعاد این مناقشه، باید به سابقه ارتباطات بین المللی
جریان های مختلف اپوزیسیون ایران نیز توجه کرد. این سابقه یکسان
نبوده و اهداف، روش ها و گستره ارتباطات آنان تفاوت داشته است. در
حدود سه دهه گذشته، جریان های جمهوریخواه دموکرات، نیروهای چپ، ملی
گرایان دموکرات، جریانات اتنیکی، شورای ملی مقاومت سازمان مجاهدین
خلق، هر یک در مسیر سیاسی خود با احزاب، نمایندگان پارلمان ها،
مسئولان دولتی و نهادهای اروپایی و بین المللی ارتباط برقرار کرده
اند.
نشست ها و دیدارهای متعددی در پارلمان های کشورهای اروپایی،
پارلمان اروپا و نهادهای اتحادیه اروپا با هدف اطلاع رسانی درباره
وضعیت ایران، جلب همبستگی با مبارزات مردم، دفاع از زندانیان
سیاسی، محکوم کردن اعدام ها و نقض حقوق بشر و حمایت از جنبش های
اجتماعی و آزادیخواهانه برگزار شده است. این ارتباطات را نباید یک
جریان یکپارچه یا دارای اهداف کاملا یکسان تصور کرد.
شورای ملی مقاومت سازمان مجاهدین خلق، در کنار اطلاع رسانی درباره
سرکوب در ایران، برای کسب حمایت سیاسی بین المللی از آلترناتیو
مورد نظر خود نیز فعالیت کرده است. جمهوریخواهان، نیروهای چپ و ملی
گرایان دموکرات، احزاب اتنیکی نیز بر اساس گرایش ها و برنامه های
خود، ارتباطات جداگانه ای با احزاب و نهادهای محلی و بین المللی
داشته اند.
در بخش مهمی از فعالیت های این طیف ها، محور اصلی دیدارها جلب
حمایت از مبارزات مردم در ایران، رساندن صدای زندانیان سیاسی،
اعتراض به اعدام ها، محکوم کردن سرکوب جنبش های اجتماعی و اعتراضی،
دفاع از آزادی های سیاسی و حقوق بشر بوده است. این نوع ارتباطات،
بویژه هنگامی که بر مطالبات مشخص مردم و فعالان داخل کشور تمرکز
داشته باشند، با تلاش برای معرفی یک فرد یا سازمان به عنوان تنها
آلترناتیو سیاسی تفاوت دارد.
در مقابل، سلطنت طلبان و حامیان رضا پهلوی، در بخش مهمی از سال های
گذشته از شبکه ارتباطی محدودتری با احزاب و نهادهای سیاسی اروپا و
دیگر مناطق جهان برخوردار بوده اند. در ارزیابی مسیر سال های گذشته
آنان، ارتباطات برجسته و علنی شان عمدتا با محافل محافظه کار و
برخی نیروهای راست افراطی، از جمله در آلمان، سوئد و بلژیک، متمرکز
بوده است. در سال های اخیر، بویژه با افزایش فعالیت های سیاسی رضا
پهلوی و هوادارانش، تلاش برای گسترش این ارتباطات و برقراری تماس
با طیف وسیعتری از احزاب افزایش یافته است.
از مدتی پیش، دیدارهای رضا پهلوی و هوادارانش با مسئولان حزب
لیبرال بخش فرانسوی زبان بلژیک ام.ار (MR)، نیز به این روند افزوده
شده است. تلاش جرج لویی بوشه رئیس حزب مربوطه برای دعوت از رضا
پهلوی به پارلمان بلژیک، نمونه ای از گسترش این ارتباطات است.
این تحولات را می توان بخشی از تلاش سلطنت طلبان برای افزایش حضور
بین المللی و معرفی جایگاه سیاسی رضا پهلوی دانست. با این همه،
برای داوری دقیق درباره دامنه و سابقه ارتباطات هر جریان، باید
میان ملاقات های ثبت شده، تماس های سیاسی و ادعاهای رسانه ای تمایز
گذاشت. همچنین، برقراری رایطه با یک حزب اروپایی، حتی اگر به دیدار
با رهبر آن حزب یا حضور در یک نهاد رسمی منجر شود، لزوما نشاندهنده
میزان حمایت مردم ایران از یک جریان سیاسی نیست.
دو رویکرد متفاوت به جلب حمایت خارجی
در فعالیت های بین المللی اپوزیسیون ایران می توان، با پرهیز از
مطلق نگری، میان دو رویکرد عمده تمایز قائل شد.
رویکرد اول بر معرفی یک فرد، سازمان یا جریان سیاسی به عنوان
آلترناتیو اصلی جمهوری اسلامی و نیروی محوری برای جایگزینی آن
متمرکز است. در این رویکرد، ارتباط با احزاب و دولت های خارجی می
تواند با هدف کسب حمایت سیاسی، تقویت جایگاه بین المللی یک رهبر یا
معرفی یک تشکل به عنوان نماینده اصلی اپوزیسیون دنبال شود. سلطنت
طلبان و شورای ملی مقاومت سازمان مجاهدین خلق، با وجود تفاوت های
بنیادین در برنامه و ساختار سیاسی، نمونه هایی از این رویکرد
هستند. در مورد سلطنت طلبان، برجسته کردن جایگاه رضا پهلوی به
عنوان چهره محوری یا رهبر بالقوه دوران گذار، بخش مهمی از فعالیت
سیاسی هواداران او را تشکیل می دهد. در مورد شورای ملی مفاومت
سازمان مجاهدین خلق نیز تلاش برای معرفی این تشکل به عنوان
آلترناتیو سیاسی جمهوری اسلامی و کسب حمایت بین المللی از آن، یکی
از محورهای اصلی فعالیت سیاسی و خارجی این دو جریان بشمار می آید.
رویکرد دوم، که در بخش مهمی از فعالیت های جمهوریخواهان دموکرات،
نیروهای چپ و ملی نیز دیده شده، بر جلب همبستگی بین المللی با
مبارزات مردم ایران و حمایت از مطالبات دموکراتیک آنان تاکید دارد.
در این چارچوب، ملاقات با نمایندگان پارلمان ها و احزاب اروپایی
ابزاری برای رساندن صدای زندانیان سیاسی، اعتراض به اعدام ها، فضای
سرکوب، دفاع از حقوق زنان، اتنیک ها و دیگر اقلیت ها، جلب حمایت از
جنبش های اجتماعی و اعتراضی ایران و استقلال ملی بوده است.
این دو رویکرد را نباید به شکلی مطلق و بدون توجه به تفاوت های
درون هر جریان از یکدیگر جدا کرد. جریان های مختلف ممکن است همزمان
در پی معرفی برنامه سیاسی خود و جلب حمایت از مبارزات مردم ایران
باشند. با این وجود، تمایز میان جلب حمایت از یک آلترناتیو مشخص و
جلب همبستگی با مطالبات و مبارزات برحق مردم ایران، برای تحلیل
اهداف و پیامدهای ارتباطات بین المللی اهمیت دارد.
همچنین، این واقعیت که یک جریان از روابط خارجی برای تقویت موقعیت
سیاسی خود بهره می گیرد، به تنهایی به معنای نادرستی فعالیت آن
نیست. هر جریان سیاسی حق دارد برنامه خود را معرفی کند و برای جلب
حمایت بکوشد. مسئله زمانی پدید می آید که ارتباط با یک سیاستمدار
خارجی به عنوان مدرک نمایندگی انحصاری مردم ایران یا تایید قطعی یک
نظام سیاسی آینده معرفی شود.
ضرورت تداوم و گسترش ارتباط با همه جریان های سیاسی اپوزیسیون
دموکراتیک ایران
واقعیت این است که در طول سال های گذشته، طیف های گوناگون
اپوزیسیون ایران با نمایندگان اتحادیه اروپا، اعضای پارلمان های
ملی و اروپایی و مسئولان وزارتخانه های خارجه کشورهای مختلف دیدار
کرده اند. این ارتباطات بخشی از فعالیت سیاسی و دپیلماتیک مخالفان
جمهوری اسلامی در خارج از کشور بوده است و نباید آن را امتیازی
ویژه برای یک جریان دانست.
وجود چنین سابقه ای به معنای پایان این روند یا بی نیازی از تداوم
این ارتباطات نیست. نهادهای اروپایی برای دستیابی به شناختی
واقعبیانه تر از جامعه و فضای سیاسی ایران، باید همچنان با طیف های
متنوع اپوزیسیون ایران در ارتباط و گفتگو باشند. جمهوریخواهان
دموکرات، مدافعان حقوق بشر، نیروهای چپ و لیبرال، جریان های ملی و
دیگر مخالفان جمهوری اسلامی نیز دیدگاه ها، تجربه ها و برنامه های
سیاسی خود را دارند و حق دارند آنها را در گفتگو با نمایندگان
نهادهای سیاسی اروپا مطرح کنند؛ بی آنکه استقلال سیاسی و فکری آنان
نادیده گرفته شود.
چنین ارتباطاتی باید بر اساس معیارهای روشن، شفاف و غیرتبعیض آمیز
انجام شود تا هیچ جریان خاصی صرفا بدلیل برخورداری از روابط سیاسی
نزدیکتر با نهادهای اروپایی یا توانایی بیشتر در جلب توجه رسانه
ها، به تنها صدای اپوزیسیون ایران تبدیل نشود.
این رویکرد نه به معنای سهمیه بندی ملاقات ها و دیدارهاست و نه به
معنای الزام هر مقام اروپایی به دیدار همزمان با همه جریان ها.
تصمیم درباره هر ملاقات در اختیار مقام یا نهاد دعوت کننده است.
اصل مهم آن است که در مجموع، امکان ارتباط و شنیدن شدن دیدگاه های
گوناگون وجود داشته باشد و یک دیدار مشخص به عنوان تایید انحصاری
یک جریان یا نفی دیگران معرفی نشود.
دیدار با سیاستمداران خارجی، نه کسب رای مردم ایران است و نه تایید
یک آلترناتیو
در نظام های دموکراتیک، احزاب و سیاستمداران حق دارند با نیروهای
سیاسی کشورهای دیگر دیدار کنند و درباره تحولات سیاسی بین المللی
تبادل نظر داشته باشند. بنابراین، ملاقات رضا پهلوی با تئو فرانکن
یا جرج لویی بوشه، یا هر جریان دیگر خارجی لزوما اقدامی خارج از
چارچوب حقوق سیاسی او نیست. همین حق برای جمهوریخواهان دموکرات،
نیروهای چپ، ملی گرایان دموکرات، جریانات اتنیکی، مدافعان حقوق بشر
و دیگر مخالفان جمهوری اسلامی نیز وجود دارد.
اما چنین ملاقات هایی باید در چارچوب واقعی و سیاسی خود ارزیابی
شوند. دعوت یک مقام خارجی ممکن است نشاندهنده علاقه او به شنیدن
دیدگاه های یک چهره سیاسی، همسویی با او در برخی موضوعات یا تلاش
برای برقراری ارتباط باشد. این دعوت لزوما به معنای حمایت از تمام
مواضع آن فرد، پذیرش برنامه سیاسی او یا تایید وی به عنوان رهبر
آینده کشورش نیست.
بنابراین، ادعای نمایندگی مردم ایران نمی تواند بر پایه شمار
ملاقات های خارجی، حضور در پارلمان ها، استقبال هواداران یا حمایت
برخی سیاستمداران استوار باشد. مشروعیت سیاسی و حق نمایندگی مردم
تنها در یک فرایند آزاد و دموکراتیک، با مشارکت شهروندان و امکان
رقابت برابر میان گرایش های سیاسی، معنا و اعتبار پیدا می کند.
جمهوریخواهان دموکرات ایران و حق تعیین سرنوشت مردم
از نگاه جمهوریخواهی، هدف نباید حذف یک جریان سیاسی، بلکه دفاع از
حق برابر همه جریان ها برای فعالیت آزادانه و رقابت سیاسی باشد.
جمهوریخواهی تنها به معنای مخالفت با سلطنت و ولایت نیست؛ بلکه پیش
از هر چیز بر این اصل استوار است که هیچ فرد، خاندان یا جریان
سیاسی نباید خود را مالک کشور یا صاحب حق انحصاری تعیین سرنوشت
مردم بداند.
این اصل درباره رضا پهلوی و سلطنت طلبان همانقدر صدق می کند که
درباره جمهوریخواهان، چپ ها، مجاهدین خلق یا هر جریان سیاسی دیگر.
هیچکس صرفا بدلیل ادعای دموکراتیک بودن، سابقه مبارزه یا برخورداری
از روابط بین المللی، از ضرورت پاسخگویی به مردم و رقابت آزاد با
دیگران بی نیاز نیست.
آینده ایران باید بر پایه اراده آزادانه شهروندان، برابری حقوقی
آنان، انتخابات آزاد و رقابتی، گردش قدرت، استقلال قوه قضائیه و
تضمین آزادی های سیاسی تعیین شود. شکل نهایی نظام سیاسی نیز باید
در فرایندی آزاد و دموکراتیک مشخص شود؛ فرایندی که در آن
جمهوریخواهی، سلطنت مشروطه و دیگر دیدگاه های سیاسی بتوانند بدون
سرکوب و امتیاز تحمیلی با یکدیگر رقابت کنند.
در نتیجه، دعوت رضا پهلوی به بلژیک را باید در چارچوب حق گفتگوی
سیاسی ارزیابی کرد، نه به عنوان فرصتی برای نفی حق او و هوادارانش
و نه به عنوان نشانه ای از نمایندگی تمام مردم ایران. همچنین، این
رویداد باید یادآور ضرورت تداوم و گسترش ارتباطات سیاسی و
دپیلماتیک با دیگر جریان های اپوزیسیون، بویژه جمهوریخواهان
دموکرات و دیگر جریان های سیاسی دموکرات نیز باشد.
به علاوه باید میان تصمیم یک وزیر برای ملاقات با یک چهره سیاسی و
موضع رسمی دولت بلژیک تمایز قائل شد. چرا که دیدار با رضا پهلوی
لزوما به معنای حمایت دولت بلژیک از سلطنت یا تایید او به عنوان
رهبر آینده ایران نیست. در نتیجه، شفافیت درباره اهداف، ملاحظات و
چارچوب چنین دیدارهایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
تکثر اپوزیسیون؛ واقعیتی که احزاب اروپایی نیز از آن خبر دارند
موضع ماکسیم پروو، وزیر امورخارجه بلژیک، درباره استقلال پارلمان و
تکثر اپوزیسیون ایران، در کنار انتقاد استاف آرتس نماینده حزب
سبزهای فلاموند زبان بلژیک( Groen )، نامه سی نفره شخصیت های
سرشناس بلژیکی به برنامه دیدار تئو فرانکن، بار دیگر نشان داد که
در فضای سیاسی بلژیک نیز درباره نحوه تعامل با اپوزیسیون ایران
دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. بخشی از سیاستمداران بر ضرورت
ارتباط با چهره های مخالف جمهوری اسلامی تاکید می کنند؛ در مقابل،
برخی دیگر نسبت به پیامدهای سیاسی دعوت رسمی از یک فرد یا جریان و
احتمال تعبیر آن به عنوان حمایت سیاسی از آنان هشدار می دهند.
توجه به تکثر اپوزیسیون ایران به این معنا نیست که هر مقام یا نهاد
اروپایی موظف است با تمام جریان های سیاسی بطور همزمان دیدار کند
یا همه گروه ها از وزن و نفوذ یکسانی برخوردارند. تصمیم گیری
درباره هر ملاقات به نهاد یا مقام دعوت کننده مربوط است. اما در
سطح سیاست گذاری و روابط پایدار با جامعه سیاسی ایران، شناخت گرایش
های مختلف و پرهیز از معرفی یک فرد یا یک جریان به عنوان نماینده
انحصاری اپوزیسیون، ضرورتی دموکراتیک است.
در طول سال های گذشته، شماری از احزاب، سیاستمداران و نهادهای
اروپایی با طیف های مختلف مخالفان جمهوری اسلامی ارتباط داشته اند
و با تنوع و اختلافات سیاسی میان آنان آشنا شده اند. این واقعیت
نشان می دهد که جامعه سیاسی ایران را نمی توان به یک فرد، یک
سازمان یا یک گرایش فکری تقیل داد. ادامه و گسترش این ارتباطات، از
جمله با جمهوریخواهان دموکرات، نیروهای چپ و ملی و مدافعان حقوق
بشر،
می تواند به شناخت دقیقتر تحولات ایران و مطالبات متنوع جامعه کمک
کند.
به علاوه، ارتباط با جریان های مختلف نباید به ابزاری برای تقسیم
سهمیه ای تربیون ها یا مطالبه دیدارهای تشریفاتی تبدیل شود. آنچه
اهمیت دارد، فراهم بودن امکان واقعی برای شنیده شدن دیدگاه های
متنوع، بررسی برنامه های سیاسی و دفاع از حقوق مردم ایران است.
تکثر سیاسی زمانی معنا پیدا می کند که اختلاف نظرها به رسمیت
شناخته شوند و هیچ فرد یا جریانی نتواند با اتکا به روابط خارجی
خود، دیگران را از میدان گفتگو و رقابت سیاسی کنار بزند.
ضرورت گذار دموکراتیک بر پایه اراده مردم، تکثر سیاسی و استقلال
ملی
دموکراسی زمانی معنا پیدا می کند که حق گفتگو، حضور و رقابت سیاسی
برای همه جریان ها به رسمیت شناخته شود. نه اینکه فرصت بیشتر برای
ارتباط با مقام های خارجی به امتیازی سیاسی برای یک جریان خاص
تبدیل شود. مسئله محروم کردن هیچ جریانی از حق ارتباط و گفتگو
نیست، بلکه جلوگیری از آن است که چنین ارتباطاتی به ابزاری برای
القای نمایندگی انحصاری یا تحمیل یا آلترناتیو سیاسی بدل شود.
ارتباطات بین المللی زمانی ارزشمندند که به تقویت صدای جامعه
ایران، دفاع از حقوق بشر، حمایت از مبارزات آزادیخواهانه و فراهم
کردن زمینه رقابتی آزاد و برابر میان جریان های متنوع سیاسی کمک
کند؛ بی آنکه استقلال ملی و حاکمیت مردم ایران را زیر سوال ببرند.
ارتباط با نهادها و ارگان های خارجی نباید به وابستگی سیاسی یا
تکیه بر مداخله خارجی برای کسب قدرت بیانجامد. مداخله نظامی خارجی،
بمباران ایران و اتکا به نیروهای نظامی بیرونی برای سرنگونی حکومت
و به قدرت رسیدن یک جریان سیاسی، با اصول استقلال و حاکمیت ملی و
حق تعیین سرنوشت مردم ایران در تعارض است و با ادعای دفاع از آزادی
و دموکراسی سازگاری ندارد.
گذار دموکراتیک باید بر اراده و مشارکت مردم ایران استوار باشد، نه
بر ویرانی کشور و تصمیم گیری قدرت های خارجی. آینده ایران را نه
دولت ها، پارلمان ها، نه احزاب سیاسی خارجی و نه هیچ فرد یا جریان
مدعی رهبری، بلکه مردم ایران باید در یک فرآیند آزاد و دموکراتیک
تعیین کنند. راه رسیدن به ایرانی آزاد، مستقل و توسعه یافته، از به
رسمیت شناختن تکثر سیاسی، تضمین حقوق برابر شهروندان، دفاع از
استقلال ملی و احترام عملی به حق انتخاب آزاد مردم در یک روند
دموکراتیک برای رفع تبعیضات می گذرد، نه از انحصار نمایندگی یا
تعیین پیشاپیش رهبر و نظام آینده.
۳۱ اکتبر ۲۰۲۶
________________________________________________________
توجه کنید . نوشتن یک ایمیل واقعی الزامی است . درغیر این صورت پیام
دریافت نمیشود.
|