مقاله

 

 

 تاریخ انتشار :22.08.2026

مصاحبه با یک فاحشه از اسلام آباد

نویسنده ناشناس


برای نوشتن در این مورد، دوستی از اسلام‌آباد قرار ملاقاتی با یک فاحشه برایم ترتیب داد. من از لیاح به اسلام‌آباد سفر کردم و دوستم مرا
  به منطقه‌ای پرجمعیت برد. پس از گذر از کوچه‌های باریک و کم‌نور، جلوی خانه‌ای ایستادیم و در زدیم.


زنی زیبا در را باز و مودبانه به ما سلام کرد، درست مثل یک فاحشه سنتی اهل لکنو. دوستم مرا همانجا گذاشت و رفتفاحشه مرا به درون برد و اشاره کرد روی مبل بنشینم. خودش هم روی مبل روبرویی نشست. از گوشه چشمم به او نگاه کردم. او به طرز خیره کننده ای زیبا بود.


در حالیکه لیوانی آب به من می‌داد، گفت:«آقا دوستتان گفت شما نویسنده اید»
با غروری فروتنانه پاسخ دادم: «خب... من فقط تلاش می‌کنم کلمات شکسته را کنار هم بچینم»


در حالیکه مستقیم به چشمانم نگاه می‌کرد پرسید:«چرا این همه راه از لیه به اسلام‌آباد سفر کردی تا درباره یک فاحشه بنویسی؟ می‌توانستی صدها فاحشه را هم در لیه پیدا کنی»


با خشم به او خیره شدم.


پیشاز آنکه بتوانم پاسخی دهم، پُک بلندی از سیگارش زد و در حالیکه حلقه‌ای از دود بی‌نقص را از لب‌های زیبایش فوت می‌کرد گفت:
«آقا به نظر من شما یک نویسنده‌ دست دوم هستید،
یک نویسنده‌ واقعی با دقت به اتفاقات اطرافش نگاه می‌کند»


سخنان او عرق بر پیشانی‌ام نشاند اما از سخنان حکیمانه و روشنگرانه‌اش شوکه شده بودم.همین‌طور که سخن می گفت، گونه‌هایش از خشم سرخ شده بود. جرعه‌ای آب نوشید و ادامه داد:


«آقا در این جامعه، قاضی عدالت را می‌فروشد ولی فقط زنی که بدنش را می‌فروشد تحقیر می شود
سیاستمداران وجدان خود را می‌فروشند ولی شما آنها را رهبر می‌نامید.


اما تجارت بدن یک فاحشه درمانده، قلب شما را جریحه‌دار می‌کند»«پزشکان اینجا از مرگ سود می‌برند ولی شما آنرا حرفه‌ای شریف می‌نامید.
وکلا و پلیس رشوه می‌گیرند و پرونده‌های ساختگی تشکیل می‌دهند،


پلیس در برخوردهای ساختگی بی‌گناهان را می‌کشد،
افرادی که در وفاداری به کشور سوگند یاد می‌کنند، از پشت به آن خنجر می‌زنند.
قوانین زیر پا گذاشته می‌شوند تا دولت‌ها ساخته یا سرنگون شوند»


«منابع و مشاغل ملت در روز روشن مصادره می‌شوند
کشور از نظر اقتصادی فلج شده دولتی در درون دولت ایجاد می‌شود. کسانی که حقوق خود را مطالبه می‌کنند خائن نامیده می‌شوند رسانه‌ها روز را به شب تبدیل می‌کنند.


روزنامه‌نگاران قلم‌های خود را به چند سکه می‌فروشند»«معلمان با آینده کودکان بازی می‌کنند.
آموزش و پرورش اکنون فقط یک تجارت دیگر است.همه چیز از بالا تا پایین برای فروش است هر بخشی در این کشور بوی فساد می‌دهد اما فقط فاحشه منفور است، کسی که بدن خود را می‌فروشد تا آتش درون شکمش را شعله‌ورتر کند»


همینطور که گوش می‌دادم، عرق از چین و چروک پیشانی‌ام جاری شد،
درست مثل بارانی که از سقف چکه‌کن خانه‌ یک مرد فقیر می‌چکد.
او یک دستمال کاغذی به من داد و گفت:
«آقا...


در جامعه‌ای که شما در آن زندگی می‌کنید وجود فاحشه چیزی جز یک نعمت نیست»
به حرف‌هایش لبخند کمرنگی زدم و با خودم فکر کردم:
«او فقط دارد از حرفه‌ فحشای خودش دفاع می‌کند»
ادامه داد:


«اگر ما فاحشه‌ها آتش این مردان گرگ‌نما را سرد نکنیم،
آنها دختران بی‌گناه حوا را غارت می‌کنند،
معصومیت آنها را له می‌کنند و گوشت بدنشان را می‌درند»
من این همه راه را از لیّا با سوالات زیادی در ذهن آمده بودم،
اما حالا همه آنها ناپدید شده بودند


او همچنان صحبت می‌کرد، و من که خودم را نویسنده و روشنفکر می‌دانستم،
در برابر خرد یک فاحشه زبانم بند آمده بود
بلند شد، کنارم نشست و پرسید:
آقا تا حالا دیده‌اید سگی آب بنوشد؟»
از این پرسش ناگهانی تعجب کردم و گفتم: «بله»
او پُکی از سیگارش زد، نزدیک‌تر خم شد و گفت:
«آقا...


همان آدم‌های محترم این شهر که ردای قدیسی به تن دارند تا امثال شما را گول بزنند،
وقتی پیش ما می‌آیند،
پاهایمان را مثل سگی که آب را می‌مکد لیس می‌زنند»
سپس به ساعت دیواری نگاه کرد و من آرام بلند شدم و به سمت در رفتم
از پشت سر مرا صدا زد:
«آقا...


اگر واقعاً می‌خواهی نویسنده شوی،
در مورد زنانی که بدن خود را می‌فروشند ننویس، درباره کسانی بنویس که وجدان خود را می‌فروشند.
آنوقت دیگر لازم نیست از لیه به اسلام‌آباد سفر کنی»
«در قلمت شجاعت پیدا کن»آیا حرف اشتباهی زد؟


او آینه‌ای دربرابر من و کل جامعه‌مان گرفت

 

________________________________________________________

  Share

توجه کنید . نوشتن یک ایمیل واقعی الزامی است . درغیر این صورت پیام دریافت نمیشود.

:

اسم

:

ایمیل

پیام


 

 

مقاله ها   |    نظریات   |    اطلاعیه   |    گوناگون    |      طنز     |      پیوندها    |    تماس

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه تیف) مانع ندارد