|
تاریخ انتشار :20.06.2026
اجرای توافق !
مهرنوش موسوی

برای اجرای این توافق دو تا مانع اصلی وجود داشت که باید از
میان برداشته میشد.
اول از همه انقلاب علیه جمهوری اسلامی بود.
انقلاب موی دماغ توافق و زد و بند با نظام بود. نمیشود با یک نظامی
زد و بند کرد وقتی مردم مانع اند، انقلاب باید قتل عام میشد که
شد.
دومین مانع برای چنین توافقی و مارشال پلن سیصد میلیارد
دلاری، خامنه ای و حلقه سخت وفاداران او بود. هیچ جوری نمیشد خامنه
ای و این حلقه سخت را از بین برد تا راه برای قالیباف و ظریف و عراقچی باز شود. الا جنگ!
مخرج مشترک از جلو پا برداشتن انقلاب
و خامنه ای، جنگ بود، البته با عملیاتی کردن خدای دهه شصت بوسیله
خود خامنه ای! خامنه ای رابطه میان قتل عام و جنگ برای از بین بردن
خودش را پیش بینی نکرده بود.
بازنده این توافق اسرائیل است. سلطنت طلب به تاریخ پیوست. گندی زد
که محال ممکن است بتواند از زیر آن سربلند کند. کارتی سوخته، که
بازی گرفته شد تا شرایط فکتور اول و دوم را فراهم کند!
این تفاهم نامه حتی اگر برای دو روز باشد باید از زوایای
مختلفی تحلیل وارزیابی شود. یکی از این ارزیابی ها، تحلیل جمهوری
اسلامی فعلی و یک پای تفاهم نامه است. این اولین دور مذاکرات و
تفاهم نامه جمهوری اسلامی بدون علی خامنه ای است. چه فکتورهایی
تغییر کرده است؟
۱. بدون علی خامنه ای، جناحی که به « تندروها» منسوب میشدند
لیدر فکری و سیاسی ندارند. همین که این جریان نه فقط رهبری ندارد
بلکه تیم و کادر گسترده مورد اعتماد و وفادار به خامنه ای را هم در
جنگ از دست داده، باعث سبقت گرفتن جناح مقابل میشود. نیازی به
تکرار این موضوع نیست که جمهوری اسلامی از روز تولدش تا کنون دارای
دو جناح پرو امریکایی و ضد امریکایی بوده است. اما سوال این است
اکنون جناح مقابل خامنه ای که خواهان بستن با امریکا و غرب بود چه
جریانی است؟ اصلاح طلب نیست. یک جریان حکومتی جدید است متشکل از
سپاهی ها و دیپلماتها. به نظر میرسد که جنگ و حمله نظامی باعث شد
که صندلی زیر پای این جناح گذاشته شود. نقطه زنی های نظامی، عمدتن
خامنه ای و کادر وفادار او را هدف قرار داده بود.
از لابلای روزنامه های صبح تهران و اخرین ابراز نظر مجتبی
خامنه ای، این اختلاف هنوز قابل روئیت است. منتهی موازنه گویا عوض
شده است. حتی بعید نیست مجتبی خامنه ای الان اتفاقن رهبر سازش با
آمریکا باشد. هنوز نمیشود به حرفهای نپخته و نسنجیده ترامپ
استناد کرد که « رژیم چنج» صورت گرفته. اما به ضرس قاطع میشود گفت
فقدان خامنه ای و کادر اصلی استخوانبندی جمهوری اسلامی باعث تغییر
توازن قوا درون حاکمیت شده. توازن قوایی که استحاله حکومت و یا
همان پلتفرم رژیم چنج را در موقعیت بسیار بهتری به نسبت قبل از مرگ
خامنه ای قرار میدهد.
۲. تفاهم نامه نشان میدهد که هم جمهوری اسلامی و هم آمریکا دست
از نقاط پیروزی قبلی برداشته اند. الان در نقطه وسط همدیگر را
ملاقات میکنند. اگر کسی فکر میکند پایان این جنگ و جدال چیزی شبیه
به پایان جنگ سرد است سخت در اشتباه است. هیچوقت در سیاست، دنیا
ادامه خطی تحولات قبلی نیست. در جنگ سرد یک پیروز بلامنازع وجود
داشت. در جنگ سرد یک طرف شکست کامل فکری، سیاسی، ایدئولوژیکی،
اقتصادی و اجتماعی خورد. در جنگ فعلی هر دو طرف به نقاطی دست
خواهند یافت و نقاطی را از دست خواهند داد. خروجی پایان این جدال
تغییرات مهم سیاسی در هر دو طرف است. پیروزی در واقع سنتز این جدال
است.
۳. جمهوری اسلامی امکان ندارد با آمریکا ببندد و جمهوری اسلامی
باقی بماند. امضای تفاهم نامه یعنی لبیک گفتن به پا گذاشتن در این
مسیر. آمریکا هم امریکای فعلی باقی نخواهد ماند. به ویژه در عرصه
منطقه ای موزائیک هایی در سیاست تاکنونی امریکا تغییر خواهد کرد که
کسی تا الان فکرش را هم نمیکرد.
همین الان جمهوری اسلامی پای تفاهم با دولتی رفته که با ارزش
ترین عنصر رهبری این نظام را در روز روشن کشته است. نفس اینکه
جمهوری اسلامی با آمریکا فقط چند ماه پس از کشته شدن رهبرش پای
تفاهم می آید یعنی سازش پایه ای!
قراردادهای تاکنونی، برجام و غیره در همچون متنی امضا نشده
بود. متن مهم است نه صرفن بندهای تفاهم نامه! وقتی بصورت
رئالیستی هم نگاه میکنید، هزینه سازش با امریکا کشتن خامنه ای و
حلقه وفادار او بود. چون خامنه ای نمیگذاشت جمهوری اسلامی را بدهند
برود. جمهوری اسلامی برای تبیین نقطه پیروزی خودش همین الان نه
انتقام خون خامنه ای را گذاشته نه ازادی قدس را. عقب نشسته به
اینکه صورتش را در لبنان سرخ نگه دارد و پولی هم در جیب اراذل و
اوباش مقامات حکومت و پایه ان بگذارد.
تزریق سیصد میلیارد به اقتصاد بیمار ایران، اسمش بازسازی است
ولی در واقع مارشال پلن است. آمریکا چنین سرمایه عظیمی را در کشوری
نخواهد ریخت که ثبات و امنیت سرمایه را به خطر بیندازد. دولتی که
با عدم تمکین به قوانین بازار دنبال ماجراجویی باشد. سوال این است
آن چهارچوبی که برای سرمایه غربی امنیت و ثبات می آورد چیست؟ چه
تضمین هایی باید جمهوری اسلامی بدهد که تا همین الان از زیرش در
رفته بود. دریافت بستههای مالی غربی، با افق عروج یک حکومت جدید،
مدل چینی یا ویتنامی صورت میگیرد که استبداد در داخل، تسلیم و
ادغام در بازار جهانی در خارج هدف اوست.
آیا میتوانند؟ فعلن و اینجا موضوع بحث ما نیست. چه میخواهند و
در جبهه دشمن چه خبر است؟ موضوع ارزیابی ماست.
۴.جمهوری اسلامی پای تفاهم نامه آمد چونکه کارت تنگه هرمز
سوخت. تنکه هرمز همواره بزرگترین ابزار بازدارندگی نامتقارن
جمهوری اسلامی در جنگ با امریکا بود. اما در جریان این نبرد،
محاصره کامل دریایی بنادر ایران توسط آمریکا و ائتلاف بینالمللی،
این برگ برنده را به یک بنبست تبدیل کرد. همانطور که امریکا فکر
این را نکرده بود که جمهوری اسلامی میتواند حتی بعد از مرگ خامنه
ای سر پایش بایستد، جمهوری اسلامی هم فکر این را نکرده بود که
امریکا میرود برای این آخرین کارت بازی جمهوری اسلامی راه حل پیدا
میکند. حکومت متوجه شد که فرمول قدیمی «بستن تنگه هرمز» در برابر
یک محاصره همهجانبه، کارایی خود را از دست داده است. عقبنشینی در
متن توافق بر این اساس مستتر است. بر اساس بند ۴ و ۵ تفاهمنامه،
ایران پذیرفته است که تردد کشتیهای تجاری را بدون دریافت هیچگونه
وجه یا عوارضی به سطح پیش از جنگ بازگرداند. منتقدان تندرو در داخل
ایران مانند روزنامه کیهان و نمایندگان پایداری دقیقن به همین نکته
اعتراض دارند و میگویند حکومت با این بند، اهرم اصلی خود را
«مجانی» واگذار کرده است.
جمهوری اسلامی برای اینکه بماند به نقطه ای رسیده که فقط سازش
با آمریکا نجاتش میدهد. منتهی بعد از استفاده از چتر نجات، دیگر
عملن و بصورت ایدئولوژیکی جمهوری اسلامی باقی نخواهد ماند.
۵. الان رهبری سیاست آمریکا در رابطه با ایران دست یک بساز
بفروش است وگرنه هر سیاستمداری میداند، توافق و تفاهم مردم، سرمایه
اولیه تغییر اقتصادی در یک مملکت است. مردم ایران از این حکومت
تنفر دارند. مردم ایران مقابل این حکومتند. تفاهم آمریکا با جمهوری
اسلامی ذره ای برای راه انداختن چرخ اقتصاد ایران ارزش ندارد. ثبات
و امنیت یعنی تفاهم مردم. تفاهم مردم یعنی انباشت اولیه کاپیتال
برای راه افتادن و انتگره شدن در بازار جهانی. مردم ایران هم چند
خواست مهم دارند. اول از همه اینکه مردم ضد حکومت اسلامی اند.
امریکا اگر سیصد بیلیون دلار هم در ایران بریزد، تا مادام که اسلام
مانع رشد و تحول اقتصادی در این مملکت است، اقدامش باد هواست.
کافیست یک اخوند شپشو فتوا بدهد که باز شدن مک دونالد در تهران
حرام است. از فردا همه مک دونالد ها را به آتش میکشند. مدل هایی
مثل عربستان سعودی و قطر و اینها شوخی اند. اقتصاد یعنی زیر ساخت.
نه اینکه برج بسازی و چون نمیتوانی سرمایه ات را به بدنه یک انقلاب
صنعتی ببندی، باد کرده روی دستت، لذا باید مهاجرت کنی بروی تمام
تیم های فوتبال دنیا را بخری!
سرمایه سنگین برای اینکه سود را برگرداند دور انباشت و تولید
سودش طولانی است. در حالیکه در خاورمیانه ثبات و امنیت فوق فوقش
چند روز طول میکشد. اسلام باید کنار گذاشته شود. اسلام مانع ثبات
است. حالا چه تدریجی و یواشکی و از بالا یا جراحی مستقیم و یک
باره. وگرنه مردم می ریزند میز دیل را چپه میکنند. ایران تنها
کشوری است در دنیا که کارش با اسلام تمام است. این یک مفهوم سیاسی
فقط نیست. اقتصادی است. آمریکا و هیچ تفاهم نامه ای نمیتواند
از روی نارضایتی مردم از این رژیم اسلامی و قوانینش بپرد. آمریکا
مجبور است خودش را در ارتباط با اسلام تغییر بدهد، طوری که ظرفیت
لحاظ کردن مردم را برای پروژه خودش داشته باشد. مردم ایران
سکولاریسم، آزادی و رفاه اجتماعی میخواهند.
۶. آمریکا در همین چند ماه تغییر کرد. اول هدفش رژیم چنج بود.
نشد. نتوانست. به این نتیجه رسید هدف را فعلن عوض کند. آمریکا با
اتحاد با اسرائیل شروع کرد، سر اخر ترامپ برای اولین بار در
کنفرانس جی هفت رسمن دولت اسراییل و نتانیاهو را مورد انتقاد و
سرزنش قرار داد. این فقط یک درگیری ساده لفظی نیست. یک تغییر مهم
دارد اتفاق می افتد. لغو تحویل تسلیحات سنگین به اسرائیل و بیانات
ترامپ در نشست G7 مهر تأییدی بر این حقیقت است که مکان اسرائیل در
سیاست امریکا عوض شده است. شکاف ترامپ و نتانیاهو تاکتیکی نیست،
زلزلهای استراتژیک است. تلآویو از دورنمای استحاله تهران وحشت
دارد، چرا که میداند یک ایران غیرایدئولوژیک، به دلیل جغرافیا،
منابع و نیروی انسانی، پتانسیل این را دارد که به مقتدرترین و
منطقیترین متحد آمریکا در منطقه بدل شود. این یعنی پایان دوران
طلایی "مظلومنمایی استراتژیک" اسرائیل و جابجایی بزرگ نقشها در
خاورمیانه.
راستش بازنده این تفاهم نامه دو تا عنصر بودند. یکی نتانیاهو و
یکی آرمان خامنه ای و طرفدارانش. ۷. ما جبهه های مقابل مردم را
رصد و تحلیل میکنیم تا به این نتیجه برسیم که موقعیت مردم در این
وسط چه خواهد شد؟
قبل از هر چیز باید همه ما این حقیقت را به رسمیت بشناسیم که
به جنبش مردم ایران برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی ضربه زدند.
اسرائیل و آمریکا و جمهوری اسلامی باعث تحمیل یک عقب نشینی سیاسی
مهم با یک توهم خونین شدند. جی دی ونس در سخنرانی اخیرش گفته ما
هیچ وقت از رضا پهلوی دفاع نکردیم. اصلن به مردم هم گفتیم اگر
خودتان مبارزه کنید عالی است. این ادعا دروغ محض است. به مردم
گفتند بروید به مراکز دولتی حمله کنید کمک از راه میرسد. به مردم
گفتند حمله نظامی ما کمک بشردوستانه است. سلطنت طلب ابزار پیشبرد
سیاستهای اینها بود. مردم را جلو انداختند، توهم خونین ایجاد
کردند. جمهوری اسلامی هم همکاری کرد. قتل عام کرد. خامنه ای رابطه
میان قتل عام و جنگ را متوجه بود. اما فکر میکرد هم مردم را میزند
هم جنگ را میبرد.
دهها هزار نفر قتل عام شدند. توهم خونین شکست خورد. لازمه سازش
باقی ماندگان جمهوری اسلامی با آمریکا هم اختناقی سنگین در داخل
است که کسی سوال نکند. مزاحمشان نشود.
سوال این است آیا مردم علیرغم تحمل چنین فاجعه ای، توان تاثیر
روی اوضاع را دارند؟
به نظر من دارند. به نظر من همان موقع که هنوز خامنه ای زنده
بود مردم ثابت کردند که از قتل عام عبور کردند.بعد از قتل عام
دوباره بیرون امدند.خواست آزادی و عدالت اجتماعی اگر جنبش اجتماعی
شد، به این سادگیها نمیشود ان را خاموش کرد. جمهوری اسلامی یک بند
در تفاهم نامه گنجانده که کسی حق ندارد در امور داخلی من دخالت
کند. جالب این است که خودش در امور داخلی لبنان فضولی میکند. این
بند اصلن جدید نیست. بیست سال پیش که سعید جلیلی در سوئیس مذاکره
میکرد تمام درخواست جمهوری اسلامی این بود که حمایت سیاسی از
اعتراضات داخلی ایران نکنید. سی سال پیش میشد باری به هر جهت برای
بقاء سر این بند چانه زد. الان داخلی و خارجی یکی شده. الان به شما
در هواپیمای امریکن ایرلاین یک ظلمی میشود، هنوز هواپیما زمین
ننشسته دهها میلیون نفر شرکت هواپیمایی را با اعتراضات آن لاینی با
شکست مواجه کردند. پیرمردهای عقب مانده جنایتکار حاکم بر ایران فکر
میکنند میشود جلو حمایت مردم دنیا را از خواستهای برحق مردم ایران
گرفت، مگر دست آمریکاست؟
به ارزیابی من دور جدیدی از ابراز وجود جنبش های اعتراضی مردم
ایران را علیه جمهوری اسلامی شاهد خواهیم بود با جمع بندی و بلوغ
فکری بیشتر!
________________________________________________________
توجه کنید . نوشتن یک ایمیل واقعی الزامی است . درغیر این صورت پیام
دریافت نمیشود.
|