|
تاریخ انتشار :29.10.2025
نامه
گورخواب به رهبری
هادی خرسندی

ماجرای گورخواب های اطراف تهران به یادتان
هست؟ دیگر خبری از آنها نیست، چرا که دستور دارند وضعیت را رسانه
ای نکنند و زر زیادی نزنند. چه بسا که اخیرا چندتاشان را با اتهام
همکاری با اسرائیل در جنگ۱۲ روزه، اعدام کرده باشند.
این نوشته آرشیوی را اینجا میگذارم تا فراموششان نکرده باشیم.
حضور مقام محترم عظمای ولایت و فرمانده کل نیروهای مسلح به چوب و
چماق
اینجانب قنبرعلی سعادت پیشه، گورخواب معروف جنوب تهران میباشم که
در چند سال گذشته سلبریتی شدهام . تازه علاوه بر سلبریتی بودن کم
کم به صورت یک چهره ملی نیز درآمدهام.
من همانم که اصغر فرهادی فیلمساز اسکاری برای رسیدگی به وضع من به
آقای روحانی رئیس جمهور گرامی نامه سرگشاده نوشت و بعد از انتشار
آن نامه، مأموران گروه ضربت از سازمان گورخواب زدائی، به سراغ
اینجانب آمده و به شدت برخورد نموده و پس از پانسمان شرایط سنگین و
غیرقابل اجرا گذاشته که اگر بخواهی اینجا بخوابی باید کفن داشته
باشی. گفتم من کفنم کجا بود؟ هرچی ضرب المثل بلد بودم برایشان گفتم
فایده نکرد و زابرا شدیم.
متأسفانه هیچ فرصتی پیش نیامد که من از آقای اصغر فرهادی گلایه کنم
و حتی وکیل بگیرم از او به دادگستری شکایت نمایم که با یک نامه ما
را گور به گور کرد.
پریشب اینجانب منزل همسایهمان مهمان بودم که تازگی یک گور نوبتی
گیرش آمده و رفته بودیم خانه نوی. یک قبر یک شب در میان به او
دادهاند و گفتهاند تا وقتی مرده، خودش نیامده میتوانی شبها
اینجا بخوابی. این بیچاره هم شب تا صبح به جای اینکه بخوابد،
مینشیند دعا میخواند برای نمردن صاحب قبر زیرا فعلاً مریض میباشد.
باری از مطلب دور نیفتیم. او گفت که یک کلیپ ویدیوئی درآمده از یک
قبرستانی در لواسان که هوش از زنده و مرده میبرد.
به من میگفت نمیدانی مرحوم قنبرعلی چه قبرستانی است. (توضیح بدهم
که ما اینجا در همسایگی، همدیگر را برای احترام، مرحوم صدا میکنیم.
احوالپرسی هم که میکنیم «چطوری خدابیامرز؟» میگوئیم) میگفت که این
قبرستان با آرشیتکتی دلربا و باغ و بوستانی آراسته به گلهای بهشتی
و آب نماهای پردیسی و درختان سرو سبزه قبا و سنگ های گرانقیمتی که
کمترینش مرمر است با رگه های طلا، طوری هست که محال است زندهای به
حال مرده ای افسوس نخورد.
رهبر گرامی!
مزاحم شدم. تقاضا دارم دستور بفرمائید مسئولان گورستان لواسانات
اجازه دهند اینجانب که یک گورخواب حرفهای و با سابقه و سلبریتی
میباشم بتوانم یک شب از عمرم را در یکی از گورهای آنجا بخوابم.
امیدوارم این سعادت را از اینجانب دریغ نکنند. انصاف نیست در
مملکتی که چنین قبرستان با عظمت و باصفائی دارد، اینجانب شانس
نداشته باشم یک شب در یک قبرش بخوابم. قول میدهم صبح زود از خواب
بلند شده و گور خود را گم کرده و پیاده به شهریار برگردم. قول
میدهم موقع رفتن به لواسان اصلاً سرم را بالا نکنم و خانهها و
قصرها و کاخ های آنجا را دید نزنم. قول میدهم در پیاده روهای
لواسان گیوههایم را دربیاورم و پابرهنه راه بروم. قول میدهم هرچه
در لواسان دیدم برای جنوب شهری ها تعریف نکنم. این بیچارهها هم
هیچوقت گذرشان به آنجا نمیافتد چرا که پول کرایه وسیله نقلیه
ندارند. پیاده هم بروند، توی راه میمیرند. شایعه هم هست که از ماه
آینده بی پاسپورت راه نمیدهند که ما هیچکدام نداریم.
فقط اجازه بدهند من در یک گور ناقص تازه کنده شده و بدون امکانات و
تزئینات و گلکاری و نرده کشی و سنگ چینی و حوض و فواره، خالی خالی
شب زفافی با بخت خودم داشته باشم و یک شب تا صبح احساس کنم سهم خود
را از نفت کشورم دریافت کردهام.
آمین یارب العالمین. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی، خودت را نگهدار.
هادی - لندن
________________________________________________________
توجه کنید . نوشتن یک ایمیل واقعی الزامی است . درغیر این صورت پیام
دریافت نمیشود.
|