|
تاریخ انتشار :01.09.2026
لطفاً
پناهندگی را لوث نکنید!
مینو همیلی

پناهنده کیست؟ پناهندگی چیست؟
بسیاری از واژهها هستند که در بُعد واقعی، خلاف آنچه در ذهن تداعی
میشوند نمود پیدا خواهند کرد. تشتت آرا و اختلاف نظر بر سر بعضی
از معانی و تعابیر زیاد است و گاهی دو جهان متفاوت را میسازد. اما
پناهنده جزو آن دسته از کلمات نیست. پناهنده در لغت به کسی اطلاق
میشود که به چیزی یا کسی پناه برده است و در تعریف حقوقی نیز به
فردی گفته میشود که به علت ترس موجه از آزار و شکنجه به دلایل
مربوط به نژاد، مذهب، ملیت، عضویت در یک گروه اجتماعی یا داشتن
عقاید سیاسی، در خارج از کشور خود به سر میبرد و نمیتواند یا به
علت همان ترس نمیخواهد به آن کشور بازگردد.
اما در بسیاری از مواقع مهاجرت با پناهندگی خلط شده و آرزوهای
انسانی برای داشتن یک زندگی بهتر با واقعیت موجود پناهندگی
درآمیخته است.
حق تردد آزادانه انسانها و داشتن حق انتخاب محل زندگی، با وضع
انسانی که به دلیل خطر جانی و ترس از شکنجه و زندان ناچار به ترک
کشور خود شده، دو مقوله متفاوت است. نمیتوان هر مهاجری را پناهنده
نامید، همانطور که نمیتوان واقعیت خطر و سرکوبی را که موجب
پناهندگی انسانها شده، نادیده گرفت.
پناهندگی با چاشنی ایرانی
بیش از سه دهه حاکمیت جمهوری اسلامی، با اعدام، شکنجه، زندان،
سرکوب آزادی بیان، حجاب اجباری، سرکوب مخالفان سیاسی و فشار بر
اقلیتهای قومی و مذهبی، ایران را به کشوری ناامن برای بسیاری از
شهروندانش تبدیل کرده است.
اما این به معنای آن نیست که هر ایرانی صرفاً به دلیل زندگی در
ایران، پناهنده محسوب میشود. وجود یک حکومت سرکوبگر به خودی خود
جایگزین معیارهای پناهندگی نیست. پناهندگی به وضعیت مشخص فرد و
خطری که متوجه اوست مربوط میشود.
در سالهای گذشته، به دلیل محدودیتهای سیاسی و دیپلماتیک و دشواری
مهاجرت قانونی از ایران، مرز میان مهاجرت و پناهندگی در بسیاری از
موارد مخدوش شد. کسانی که با انگیزههای متفاوت تحصیلی، اقتصادی یا
اجتماعی میخواستند از ایران خارج شوند و امکان مهاجرت قانونی
نداشتند، در مواردی به قوانین پناهندگی متوسل شدند.
انگیزههای هر فرد میتواند متفاوت باشد و بررسی آنها موضوع این
نوشته نیست. مسئله این است که وقتی مهاجرت و پناهندگی یکی گرفته
شوند، در نهایت مفهوم پناهنده لوث میشود.
در این میان، خشک و تر با هم میسوزند. کلمات از معنی تهی میشوند
و پناهنده به موجودی دروغگو و متقلب تبدیل میشود که برای حفظ
موقعیت خود دست به هر کاری میزند. وقتی این روند تکرار شود، مرز
میان دروغ و واقعیت نیز به تدریج از بین میرود.
جمهوری اسلامی برای یک زندگی سالم امن نیست
وجود شکنجه، اعدام، سرکوب آزادی بیان، حجاب اجباری، نبود آزادی
احزاب و سازمانهای سیاسی و تبعیض علیه گروههای مختلف اجتماعی،
واقعیتهایی هستند که نمیتوان آنها را انکار کرد.
اما همین واقعیتها نیز نباید به شکلی استفاده شوند که مفهوم
پناهندگی را از معنای واقعی خود تهی کنند.
کسی که ادعا کرده به دلیل خطر جانی، زندان، شکنجه یا تعقیب سیاسی
ناچار به ترک کشورش شده است، با بازگشت آزادانه و مکرر به همان
کشور، ادعای اولیه خود را در معرض پرسش قرار میدهد. این فقط مسئله
یک فرد نیست. تکرار چنین مواردی تصویری از کشور مبدأ به وجود
میآورد که با تصویری که در روند پناهندگی از خطر و سرکوب ارائه
شده، در تضاد قرار میگیرد.
در نتیجه، پناهنده واقعی نیز باید هزینه این بیاعتمادی را
بپردازد.
کسی که واقعاً به دلیل خطر سیاسی، مذهبی، قومی یا اجتماعی
نمیتواند به کشورش بازگردد، نباید مجبور باشد برای اثبات پناهندگی
خود پاسخگوی رفتار کسانی باشد که پناهندگی را با مهاجرت اشتباه
گرفتهاند.
این نقطهای است که مفهوم پناهندگی نه فقط نزد دولتها، بلکه حتی
نزد خودمان لوث میشود.
از سالهای گذشته، در ترکیه، مالزی و کشورهای اروپایی، فضای
بیاعتمادی در میان پناهندگان نیز گسترش یافته است. پناهنده به
پناهنده اعتماد نمیکند، اتهام دروغگویی و سوءاستفاده از سیستم به
بخشی از این فضا تبدیل شده و در نهایت کسانی که واقعاً نیازمند
حمایت هستند نیز زیر فشار همین بیاعتمادی قرار میگیرند.
اگر قرار است پناهندگی معنایی دقیق داشته باشد، باید میان «خواست
یک زندگی بهتر» و «ناگزیر بودن از فرار برای نجات جان و آزادی»
تفاوت بگذاریم.
کسی که میخواهد مهاجرت کند، حق دارد برای زندگی بهتر تلاش کند.
اما مهاجرت، پناهندگی نیست.
پناهنده کسی است که بازگشت برایش صرفاً انتخاب دشوارتری میان دو
زندگی نیست؛ بازگشت میتواند به معنای زندان، شکنجه، اعدام یا
نابودی زندگی و آزادی او باشد.
به همین دلیل است که لوث کردن مفهوم پناهندگی فقط به اعتبار یک
واژه آسیب نمیزند. این کار مستقیماً به پناهندگان واقعی ضربه
میزند. هر بار که پناهندگی به عنوان راهی برای مهاجرت عادی معرفی
میشود، اعتماد به کسانی که واقعاً نیازمند حمایت هستند کمتر
میشود و اثبات حقیقت برای آنها دشوارتر.
پناهندگی نه امتیاز است، نه میانبری برای مهاجرت و نه عنوانی که
بتوان آن را بر هر نوع مهاجرتی گذاشت.
پناهندگی، حق انسانی کسی است که به دلیل خطر واقعی نمیتواند به
خانه خود بازگردد.
و اگر قرار است از حقوق پناهندگان دفاع کنیم، پیش از هر چیز باید
اجازه ندهیم مفهوم پناهنده آنقدر مصرف و بیمعنا شود که دیگر کسی
معنای واقعی آن را به یاد نیاورد.
لطفاً پناهندگی را لوث نکنید.
________________________________________________________
توجه کنید . نوشتن یک ایمیل واقعی الزامی است . درغیر این صورت پیام
دریافت نمیشود.
|