|
عقده های ریشه دار
عقیدتی
....و خدا لکه ننگی شد بر ذهن بشر و وصله ناجوری در آسمان تفکر و عقلانییت
! با صدای خدا نه گلی می شکفد و نه لبخندی بر لب مینشیند . خدا نه میتواند
خودش را دوست داشته باشد و نه خالق خودش انسان را ! در گذر از قرون و اعصار
، خدا بالهای خفقان و باز دارندگی خودش را تا ته زمین گستراند و عقیده را
معیار و سمبلی از زیبایی معرفی کرد و به این ترتیب عقده های ریشه دار
عقیدتی ، بر افسانه خدایان رنگ سیاه و سرخ زدند....سبز و سفید بهانه است
....!
**************************************
راستش چند روزی است که فلسفه واقعه عاشورا بد جوری ذهنم را گرفته . همان
فلسفه ایی که گفتند و هنوز هم بلغور میکنند که پیامش آزادی و آزادگی است
.....و فلسفه ایی جاودانه برای بشر !
باز سازی صحنه عاشورا در هر روستا و قریه ایی و هر از چند گاهی در میدانی
بزرگتر و وسیع تر و با خون انسان واقعی ، ظاهرا هدفش صیقل زدن این فلسفه
جاودانه است !
فلسفه ایی که با 72 نفر ، در مقابل 10000 نفر جاودانه شد ! نیمی از آن 72
نفر هم اطفال و زنان بودند . بیماران و پیران را هم حساب کنید ...نتیجه
اینکه با 30 نفر جنگنده رفتند تا حماسه ایی عقیدتی را در برابر 10000 نفر
جاودانه کنند و کردند !
در آن ظرف جهالتی 1400 سال پیش ، و آن رفتار بیمارگونه عقیدتی ، و اینکه
طفل 6 ماهه ایی را با تیر حرمله به خون نشاندند و گفتند افتخار است و
افسانه هر روز و هر ساعت پر و بال بیشتری گرفت ...و بدین سان عقده های ریشه
دار عقیدتی ، به مثابه ارزشهایی ، خودش را همچنان و در قرن 21 به رخ انسان
امروز میکشد ! و چه درام احمقانه ایی !
دعوا بر سر چیست ؟ بر سر انسان و ارزشهای انسانی !؟ و یا بر سر برتری و
حقانییت عقیده ؟
سوال در برابر جاهلییت عرب در 1400 سال پیش نیست ، در برابر روستائیان هم
نیست ، در برابر مشتی جاهل و قمه کش هم نیست ، سوال در برابر روشنفکری است
که در غرب و قرن 21 با تحصیلات و تجربه فراوان ، همچنان بر تن آن جهالت و
حماقت 1400 سال پیش ، به طبع و سلیقه خودش لباس حقانییت میپوشاند !
نفری به اسم حسین در دعواهای قبیله ایی با خویش و قوم خودش ، ادعای امامت و
حقانییت و رهبری میکند و همه خاندان مکلف میشوند تا به جلوی تیغ پسر عمو
بروند تا شاید حاکم دلش به رحم آید و به ندای سهم خواهی حسین در امامت شیعه
لبیک گوید ......و کپی برداری از چنین الگوهایی در این زمان را باید فقط به
حساب حماقت یا جهالت گذاشت ؟ آیا باید استثنا قائل شد ؟ ما در چه زمانی و
کجا زندگی میکنیم ؟ اگر مریم رجوی اعلام میکند که انتقام تاریخی خون حسین
فقط زمانی گرفته میشود که مسعود رجوی در حاکمییت و تهران باشد ! و مسعود هم
بیرون آمدن از اشرف و یا زنده بیرون آمدن را خیانت معرفی میکند.....!!!
اگر قرار باشد قشر روشنفکر هم دنباله رو همین فرهنگ بیمارگونه ، سوت بزنند
...چه در طرف حسین و چه در طرف یزید ...و خلاصه بازار تعزیه کمافی السابق
پر رونق باشد.....!
گفتم که ما را با تعزیه و فرهنگ روستا کاری نیست . صحبت از میدانهای وسیع
تر و بزرگی است که قیمت این حسین بازیها و یزید بازیها ، خون انسان است !
آغای حسین در 1400 سال پیش با مشتی زن و بچه و پیر و چلاق ، رفت تا حماسه
بیافریند و دیدیم همان عقیده وقتی حاکم شد با دیگران چه کرد !
خامنه ایی شمر است و موسوی هم حسین شده.....مالکی شمر است و رجوی حسین شده....و
عجبا و حیرتا ! به قول خودشان کل عرض کرببلا....کل یوما عاشورا.....!
اطفال 50 ساله ایی که با ذهنهای منجمد تیرهای حرمله به گلو و جانشان فرود
میاید که قابل ملامت نیستند ! فلسفه عاشورا را پیچیده نکنیم ساده است خیلی
ساده ! همیشه یک عده ایی در یک جایی باید در حال کشته شدن باشند تا عقیده
ایی صیقل بخورد و جاودانه بماند ! عقیده ایی که تا به امروز هم با خودش و
هم با جامعه تکلیفش روشن شده است . این بازیها نه ربطی به آزادی دارد و نه
ربطی به آزادگی ، و نه ربطی به اسپارتاکوس و آزدگان تاریخ دارد ! سقف و
چارچوب و اندازه اش همین است که تا امروز دیده اییم . با زن و بچه و پیر و
طفل و جوان باید بمیریم تا دین خدا جاودانه بماند ! نه نیازی به تاکتیک
دارد و نه استراتژی و نه سیاستی پیچیده.....و بیچاره جامعه ایی که روشنفکرش
بدون نیاز به هر سوالی بر طبل خدا و پیامبر و امام و عقیده و جهاد و خون و
تخریب میکوبد !
این صحنه ها هیچ افتخاری ندارد . صیقل زدن با خون انسان بر افسانه خدایان و
ادیان و حقانییت های این یا آن قبیله.....فقط و فقط مشمئز کننده و قابل
ملامت است ! گناه روشنفکران اما سنگین تر است ! مدعی اگربه این فسانه ها و
خرافات باور دارد که دیگر روشنفکر نیست و باید در جایگاه رمالان و جادو
گران نشانش داد !
اگر هم واقعا میفهمد که این خرافات و بازیهای حسین و شمر را با آزادی و
ازادگی قاطی نمیکند . سر خودمان را شیره نمالیم با محکوم کردنهای بی تاثیر
! چون خود شمر هم در دنیای سیایت بلد است چطور اطلاعیه بدهد و جنایات خودش
را محکوم کند !
هر چند وقت یک بار شمر برود و عده ایی را با تبر بکشد و بعد اطلاعیه بدهند
و محکوم کنند فقط نقش شمر را ! یعنی تلویحا به عاشورا و حسین و خون دسته گل
بدهند ! خیلی هم عاطفه اش فوران کند ، بگوید الان وقتش نیست تا تابلوی
عاشورا کامل شود ! آخر عاشورا و کربلا هم این شد که همه کشته میشوند و حسین
به عنوان آخرین نفر به میدان رفت و آنقدر از یزیدیان کشت تا زیر زانوی اسبش
خون بالا آمد و دست آخر 10000 لشگریان یزید با هم زور زدند تا سرش را
بریدند !
اما حسین قرن 21 کمی تفاوت دارد با آن یکی حسین 1400 سال پیش ! این یکی
همزمان هم شمر است و هم حسین ! چه آن که در تهران حاکم است و چه آن که در
سایه حاکم است !
حسن و حسین با هم توافق کردند تا سوار هم شوند بعد از تعارفات معمول اولیه....بفرما
ئید شما بزرگترید....نخیر شما بفرمائید قابلی نداره و.....بالاخره حسن اول
سوار شد....و حسین فریاد میزد باید پاره کنی ....باید خون بیاید....بیشتر و
بیشتر.....! حسن که کارش تمام شد پا به فرار گذاشت و حسین با تعجب پرسید :
چرا فرار میکنی ؟ و حسن گفت : تو که به کون خودت رحم نمیکنی پس با بقیه چه
میکنی !؟
اسم این کارها و اعمال همه چیز است به جز مبارزه وآزادگی ! مقاومت بر آن
جهالت عقیدتی نه قابل تقدیر است و نه قابل تحسین ! مهم چه عقیده و آرمان
باشد و چه دعوا بر سر حاکمییت و خلافت !
هر مزخرفی که هست قیمتش خون انسان است و وای به حال روشنفکر قرن 21 ، و
مدعیانی که تمام صحنه را نتوانند ببینند و یا نخواهند ببینند که چه کسی در
حال چه نفشی در کجای این تابلوی کثیف و خونین عقیدتی است ! ما همه مسئولیم
!
اسماعیل هوشیار
13. 08 .2009
ژنو
_______________________________________________________
|