مقاله

 

 

 

گوناگون

 

 

خدا کیلو چند ؟

استیون هاوکینگ

ادامه مطلب


متن استعفای شیطان

ادامه مطلب


مذهب ریشه تمامی شرارتها

ریچارد داوکینکز

ادامه مطلب


بحثی درمورد روشنفکری

 


 

 



فقر

ميخواهم بگويم
فقر همه جا سر ميكشد
فقر ، فقط گرسنگي نيست
فقر ، فقط عرياني هم نيست
فقر ، گاهي زير شمش هاي طلا خود را پنهان ميكند
فقر ، چيزي را " نداشتن " است ، ولي ، آن چیزفقط طلا و غذا نيست
فقر ، ذهن ها را مبتلا ميكند
فقر ، بشكه هاي نفت را در عربستان ، تا ته سر ميكشد.
فقر ، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند
فقر ، تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند
فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند
فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود
فقر ، همه جا سر ميكشد

فقر ، شب را " بي غذا " سر كردن نيست
فقر ، روز را " بي انديشه" سر كردن است

ناشناس



گل صداقت

دويست و پنجاه سال پيش از ميلاد در چين باستان شاهزاده اي تصميم به
ازدواج گرفت. با مرد خردمندي مشورت کرد و تصميم گرفت تمام دختران جوان
منطقه را دعوت کند تا دختري سزاوار را انتخاب کند. وقتي خدمتکار پير قصر
ماجرا را شنيد بشدت غمگين شد، چون دختر او مخفيانه عاشق شاهزاده بود،
دخترش گفت او هم به آن مهماني خواهد رفت. مادر گفت: تو شانسي نداري، نه
ثروتمندي و نه خيلي زيبا. دختر جواب داد: مي دانم هرگز مرا انتخاب نمي
کند، اما فرصتي است که دست کم يک بار او را از نزديک ببينم. روز موعود
فرا رسيد و شاهزاده به دختران گفت: به هر يک از شما دانه اي مي دهم، کسي
که بتواند در عرض شش ماه زيباترين گل را براي من بياورد.... ملکه آينده
چين مي شود. دختر پيرزن هم دانه را گرفت و در گلداني کاشت.

سه ماه گذشت و هيچ گلي سبز نشد، دختر با باغبانان بسياري صحبت کرد و راه
گلکاري را به او آموختند، اما بي نتيجه بود، گلي نروييد. روز ملاقات فرا
رسيد ، دختر با گلدان خالي اش منتظر ماند و ديگر دختران هر کدام گل بسيار
زيبايي به رنگها و شکلهاي مختلف در گلدان هاي خود داشتند. لحظه موعود فرا
رسيد. شاهزاده هر کدام از گلدان ها را با دقت بررسي کرد و در پايان اعلام
کرد دختر خدمتکار همسر آينده او خواهد بود.

همه اعتراض کردند که شاهزاده کسي را انتخاب کرده که در گلدانش هيچ گلي
سبز نشده است. شاهزاده توضيح داد: اين دختر تنها کسي است که گلي را به
ثمر رسانده که او را سزاوار همسري امپراتور مي کند: گل صداقت... همه دانه
هايي که به شما دادم عقيم بودند، امکان نداشت گلي از آنها سبز شود!!!

برگرفته از کتاب پائولو کوئلیو
 


محبوبترین اسکرین سیوردرامریکا

اگرگیرداشت با حرکت موس رفع گیر کنید

ادامه مطلب


یک فیلم کارتونی 5 دقیقه ایی که ارزش دیدن داره

ادامه مطلب


 

 


 

 




جنگ جهانی اول مثل بیماری وحشتناکی ، تمام دنیا رو گرفته بود. یکی از سربازان به محض این که دید دوست تمام دوران زندگی اش در باتلاق افتاده و در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است از مافوقش اجازه خواست تا برای نجات دوستش برود و او را از باتلاق خارج کند .
مافوق به سرباز گفت : اگر بخواهی می توانی بروی ، اما هیچ فکر کردی این کار ارزشش را دارد یا نه ؟
دوستت احتمالا مرده و ممکن است تو حتی زندگی خودت را هم به خطر بیندازی
حرف های مافوق اثری نداشت، سرباز به نجات دوستش رفت. به شکل معجزه آسایی توانست به دوستش برسد، او را روی شانه هایش کشید و به پادگان رساند
افسر مافوق به سراغ آن ها رفت، سربازی را که در باتلاق افتاده بود معاینه کرد و با مهربانی و دلسوزی به دوستش نگاه کرد و گفت :من به تو گفتم ممکنه که ارزشش را نداشته باشه، دوستت مرده! خود تو هم زخم های عمیق و مرگباری برداشتی
سرباز در جواب گفت: قربان ارزشش را داشت
منظورت چیه که ارزشش را داشت!؟ می شه بگی؟
سرباز جواب داد: بله قربان، ارزشش را داشت، چون زمانی که به او رسیدم هنوز زنده بود، من از شنیدن چیزی که او گفت احساس رضایت قلبی می کنم.
اون گفت: " جیم .... من می دونستم که تو به کمک من می آیی

خیلی وقت ها در زندگی ارزش کاری که می خواهی انجام بدی بستگی به این داره که چه طور به مساله نگاه کنی
 


داستان کوتاه و زیبای نظم از چالی چاپلین

ادامه مطلب


طنز دیالوگ سرنگونی

ادامه مطلب


طرح سنگسارازمانا نیستانی


کاریکاتور بدون شرح

طرح از مانا نیستانی


 

این شعر را پاییز 86 سروده ام واین روزها که باز ، گشت های خیابانی به استقبال تحقیر شأن انسانی آمده اند، زمزمه اش می کنم

هیلا صدیقی

روسری سیاه من


ترس نشسته در دلم، غمزده در نگاه من
سهم من از زنانگي،‌ روسري سياه من!
راز دلم نهان شده... پشت سر حجاب من
غرق گناهم،‌ تو بيا، باز بشو نقاب من
روسري سياه من! سهم من از ستاره ها!
دور زحل نشسته اي،‌ در گذر شراره ها
تير نگاه هرزه ها حكم خلاصي كه گرفت
نوبت حبس تو ومن... ‌زير گره ها شل وسفت

روسري سياه من! بخواب روي شانه ام
خميده پشت من، بيا بدون پشتوانه ام
نقش سپيد غصه ها، زده به تار موي من
پود سياه شو، بيا ... بباف آبروي من
نجابت شرقي من! قفل تنيده روي لب!
بر آفتاب صورتم نشسته سايه هاي شب
سهم من از زنانگي!‌ روسري سياه من!
بپيچ دور گردنم ... ‌ ببند راه آه من
ترس نشسته در دلم، غمزده در نگاه من
باز بكوب بر سرم، روسري سياه من!


 

برگه جریمه اسلامی


قصاب خانه بشریت

احمد شاملو





در زمان سلطان محمود می‌کشتند که شیعه است
زمان شاه سلیمان می‌کشتند که سنی است
زمان ناصرالدین شاه می‌کشتند که بابی است
زمان محمد علی شاه می‌کشتند که مشروطه طلب است
زمان رضا خان می‌کشتند که مخالف سلطنت مشروطه است
زمان پسرش می‌کشتند که خراب‌کار است
امروز توی دهن‌اش می‌زنند که منافق است و
فردا وارونه بر خرش می‌نشانند و شمع‌آجین‌اش می‌کنند که لا مذهب است.
اگر اسم و اتهامش را در نظر نگیریم چیزی عوض نمی شود :
تو آلمان هیتلری می کشتند که یهودی است
حالا تو اسرائیل می‌کشند که طرف‌دار فلسطینی‌ها است
عرب‌ها می‌کشند که جاسوس صهیونیست‌ها است
صهیونیست‌ها می‌کشند که فاشیست است
فاشیست‌ها می‌کشند که کمونیست است‌
کمونیست‌ها می‌کشند که آنارشیست است
روس ها می‌کشند که پدر سوخته از چین حمایت می‌کند
چینی‌ها می‌کشند که حرام‌زاده سنگ روسیه را به سینه می‌زند
و می‌کشند و می‌کشند و می‌کشند
و چه قصاب خانه‌یی است این دنیای بشریت
 


یک همایش کاملا اسلامی

حتما تا آخرببینید

ادامه مطلب


عکسهای جدیدی از فروغ فرخزاد

ادامه مطلب.....


کاری جدید از نیک آهنگ کوثر

بزرگنمایی


 

حراج تابستانی رهبر جنبش سبز

طرح از مانا نیستانی

 


 

 


زندگی پس از مرگ

ادامه مطلب


دو دقیقه شعوربا ریچارد داوکینکز


داریوش همایون و سخنرانی های 30 سال پیش


تقلید

بچه مردم

ادامه مطلب


تجدید عهد....مینا اسدی

ادامه مطلب...


شعرزیبای خواهران بسیجی

ادامه مطلب


 

 آرشیوگوناگون

 

 

مقاله ها   |    نظریات   |    اطلاعیه   |    گوناگون    |      طنز     |      پیوندها    |    تماس

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه تیف) مانع ندارد